چرا جنگ با ایران برای ایالات متحده آمریکا نعمت است؟

در معادلات پیچیده ژئوپلیتیک، جنگها صرفاً میدان تقابل نظامی نیستند؛ بلکه ابزارهایی چندلایه برای بازتعریف توازن قدرت، بازآرایی اقتصاد جهانی و تثبیت هژمونی بازیگران بزرگ به شمار میروند
در این میان، ایالات متحده آمریکا طی دهههای گذشته نشان داده است که چگونه میتواند از دل بحرانها و منازعات، فرصتهایی راهبردی برای تقویت موقعیت خود استخراج کند. جنگ میان ایران و آمریکا نیز از این قاعده مستثنی نیست و حتی میتواند مصداقی بارز از «سودآوری جنگ» برای واشنگتن باشد
نخست، باید به جایگاه آمریکا در بازار انرژی اشاره کرد. این کشور با تولید روزانه حدود ۱۲.۵ میلیون بشکه نفت، بزرگترین تولیدکننده نفت جهان محسوب میشود. در چنین شرایطی، افزایش قیمت جهانی نفت—حتی به میزان هر یک دلار—به معنای رشد مستقیم درآمدهای نفتی ایالات متحده است

در واقع، جنگ یا حتی تهدید جنگ در منطقه خلیج فارس که یکی از حساسترین نقاط انرژی جهان است، بهطور طبیعی باعث افزایش قیمت نفت میشود و این افزایش قیمت، برخلاف بسیاری از کشورها، برای آمریکا نه تهدید بلکه یک فرصت اقتصادی تلقی میگردد
دوم، ناامنی در منطقه، بهویژه اگر با آسیبپذیری زیرساختهای نظامی کشورهای عربی همراه باشد، به شکلگیری یک «بازار ترس» منجر میشود

هرگونه انهدام یا اختلال در سامانههای دفاعی این کشورها، پیام روشنی به دولتهای منطقه مخابره میکند: امنیت خریدنی است. نتیجه این معادله ساده، سرازیر شدن میلیاردها دلار قرارداد تسلیحاتی به سمت شرکتهای نظامی آمریکایی خواهد بود. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که هر بحران امنیتی در خاورمیانه، مستقیماً به رونق صادرات تسلیحات آمریکا منجر شده است
سوم، مسئله تنگه هرمز بهعنوان شاهراه حیاتی انرژی جهان، اهمیت ویژهای دارد. در صورت اقدام آمریکا به مدیریت یا کنترل این گذرگاه استراتژیک، واشنگتن عملاً بر یکی از مهمترین شریانهای انتقال نفت در جهان تسلط پیدا میکند
چنین کنترلی نهتنها ابزار فشار قدرتمندی بر رقبا ایجاد میکند، بلکه امکان مدیریت عرضه جهانی انرژی و تأثیرگذاری بر قیمتها را نیز فراهم میآورد

چهارم، پیامدهای این جنگ صرفاً محدود به خاورمیانه نیست. کشورهای اروپایی که سالها از ثبات نسبی منطقه و جریان نفت ارزان بهرهمند بودهاند، با شوکی جدی مواجه شدهاند

افزایش قیمت انرژی، رکود صنعتی و فشار بر اقتصادهای وابسته به واردات انرژی، جایگاه اقتصادی اروپا را تضعیف کرده و وابستگی آن به سیاستهای امنیتی آمریکا را بیش از پیش افزایش خواهد داد
پنجم، چین بهعنوان اصلیترین رقیب اقتصادی آمریکا، یکی از بزرگترین بازندگان اصلی جنگ ایران و آمریکا است

افزایش قیمت نفت از حدود ۶۰ دلار به سطوحی مانند ۱۲۰ دلار، بهطور مستقیم هزینه تولید در اقتصاد چین را بالا برده است. این امر نهتنها رقابتپذیری کالاهای چینی را در بازارهای جهانی کاهش داده، بلکه رشد اقتصادی این کشور را نیز تحت فشار قرار داده است. در واقع، جنگ میتواند بهعنوان یک ابزار غیرمستقیم برای مهار اقتصادی چین عمل کند
در نهایت، این پرسش مطرح میشود که آیا آمریکا تمایلی به پایان سریع چنین جنگی خواهد داشت؟ شواهد تاریخی نشان میدهد که در بسیاری از موارد، تداوم «بحران کنترلشده» برای واشنگتن سودمندتر از پایان قاطع آن بوده است. جنگی که نه به فروپاشی کامل نظم منطقهای منجر شود و نه به ثبات کامل، بلکه در سطحی مدیریتشده ادامه یابد، میتواند منافع اقتصادی، نظامی و ژئوپلیتیکی آمریکا را بهطور همزمان تأمین کند
در جمعبندی، اگرچه جنگ همواره با هزینههای انسانی و اخلاقی سنگینی همراه است، اما در منطق قدرتهای بزرگ، بهویژه ایالات متحده، میتواند به ابزاری برای بازتولید قدرت و منافع تبدیل شود. از این منظر، جنگ نه یک فاجعه ناخواسته، بلکه در برخی موارد «فرصتی طراحیشده» برای تثبیت برتری در نظام بینالملل است
✍️ ههژار رحیمی



