بین المللمهمترین های هەواڵنقد و بررسی

حماس، اسرائیل و عقدەای بە نام خاورمیانە

۱): این نوشتار در پی جانبداری متعصبانە از هیچکدام از طرفین درگیر جنگ در فلسطین یا هیچ جای دنیا نیست ولی، بر این باور است کە وضعیتی را کە اسرائیل دو هفتەست درگیر ان است، بیش از هفتاد سال است کە هر روز در خشن ترین شکل ممکن برای فلسطین وجود داشتە است. بنابراین دفاع مشروع فلسطین و هر ملت مورد تجاوز قرار گرفتە و غصب شدە از خود را و نە کشتار مردم عادی اسرائیل را توسط حماس، حق مسلم فلسطینیها میداند.

۲ ) :حقیقت انست کە جنگ بین حماس و اسرائیل غیر از واقعیتهای دینی و تاریخی و روانشناسانە، معلول یک سری از مناسبتهای بین المللی و شرایط ژئوپلتیک و جغرافیایی و سیاسی و البتە هویتی و فرهنگی ست کە باعث تورم خشونت و کشتار در خاورمیانە شدە. در اینکە سود و منافع سیاسی و استراتژی خیلی از دولتهای منطقە و اروپا و همچنین امریکا در این جنگ و تداوم ان نهفتەست شکی نیست. اما در اینکە برد و باخت و استیلای هر کدام از طرفین بر دیگری در سرنوشت ملتها تاثیری داشتە باشد را باید با دیدەی شک نگریست.

تاثیر جنگ حماس و اسرائیل بر سرنوشت سیاسی و لو کوتاە مدت ملتهای منطقە وقتی اشکار میشود کە هر کدام از دولتهای امریکا و اروپا و روسیە و ایران و ترکیە و سوریە و عراق و لبنان با اولویت دادن بە سود و ضررهای استراتژیک و منافع راهبردی شان وارد این جنگ شوند. بنابراین هر گونە پیشداوری و یا ابراز خوشنودی و خوشحالی سایر ملتها از نابودی حماس یا اسرائیل انهم بە بهانەهای متعصبانە راە بجایی نمیبرد مگر اینکە کشتە شدن زنان و کودکان و مردم بی دفاع طرفین درگیر جنگ برای عدەای باعث ایجاد لذت گردد. چە انکە خطاهای روش شناختی عدەای بە بهانەهای مختلف ناسیونالیستی و ایدئولوژی، بە هیچ وجە کشتار یکی از طرفین را بە نفع دیگری توجیە نمیکند. چیزی کە در تحلیلهای عدەای از تحلیلگران در جنگ حماس و اسرائیل بە چشم میخورد نە ناشی از دلسوزی برای طرفین کە سرچشمە گرفتە از یک ابشخور ناسیونالیستی و تعصب گرایانە و البتە مغرضانەست کە اساسا نە ربطی بە جنگ حماس و اسرائیل دارد نە بە دینهای یهودیت و اسلام.

جانبداری و عدم جانبداری از اسرائیل و حماس از سوی تعدادی از تحلیلگران بیشتر از کینەای سرچشمە میگیرد کە اینان نسبت بە دولتهای منطقە و استراتژیهایشان در قبال دو طرف جنگ دارند و صرفا در همین پارادایم قابل بررسی اند. اما این بە این معنا نیست کە سیاستها و گفتمان طولانی مدت این دولتها در دفاع از اسرائیل و حماس و سایر جنبشهای سیاسی دیگری کە در فلسطین و اسرائیل و حتی خاورمیانە فعالیت میکنند، حق تعیین سرنوشت از سایر ملتهای موجود در خاورمیانە را از انان سلب کند.

۳ ) : این نوشتار ضمن اینکە معتقد است کە وضعیت کنونی خاورمیانە و فلسطین خود تابعیست از همان فرایند الودەسازی خاورمیانە برای ایجاد ارامش در اروپا و امریکا کە توسط دول اروپایی و امریکا حداقل در یکصد سال اخیر پی ریزی شدە است، همزمان در پی توجیە و جانبداری از هیچکدام از طرفین درگیر و دولتها و گفتمانهای حمایت کنندە از انها نیز نیست اما خطاهای روش شناختی و متدولوژیک و متعصبانە و کینەتوزانە را نیز کە مبتنی بر تحریف واقعیات هستند، بر نمیتابد. خطاهایی کە بیش و پیش از اینکە بە تبیین و تفهیم ماجرا ختم شوند بیشتر منجر بە بە تعویق انداختن و البتە تعلیق هستی شناسانە فهم میگردند.

در اینکە هیچکدام از دولتهای منطقە موفق بە ایجاد سیستمهای مردمسالار و دموکراتیک و پلورالستیک و تکثرگرا نشدە اند شکی نیست اما، کینەتوزی از این دولتها انهم بە قیمت ابراز خوشحالی از کشتە شدن زنان و کودکان و مردم بی دفاع طرفین جنگ اسرائیل و حماس نیز نە تنها دردی از خاورمیانە و ملتهایش نمیکاهد کە بە گسترش هر چە بیشتر خشونت و اشفتگی اماسیدە در این نقطە جهان نیز بیشتر دامن میزند. ابراز خوشحالی کردن از کشتە شدن زنان و کودکان و مردم عادی اسرائیل و فلسطین بدون شک نە مسالەای تاثیرگذار و یا انسانی در وضعیت عمومی خاورمیانە کە دقیقا معلول یک سری بدفهمی و نارساییهای ذهنی و شناختی ست کە در وجود تعدادی از تحلیلگران اوضاع خاورمیانە ریشە دواندە است.

خاورمیانەای کە خود قربانی بی چون و چرای دولتهای اروپایی و خود امریکاست غیر مستقیم تبدیل بە قربانی موضع گیریهای بی جهت ساکنان خود نیز شدە است.

۴ ) : در واقع مسالە تحمیل اسرائیل بر خاورمیانە و اپارتاید و نسل کشی و قتل عام فلسطینیها، معکوس شدەی همان معادلەای بود کە طی قراردادهای لوزان و سایکس- پیکو از سوی امریکا و دولتهای اروپایی بر ملت کورد اعمال شد.

معادلەای کە طی ان صاحبان اصلی دو سرزمین فلسطین و کوردستان یا زیر سیطرە تمامیتخواهی قرار گرفتند یا بین دول دیگر تقسیم شدند.

جنگ کنونی بین حماس و فلسطین و وضعیت کوردها در ڕۆژئاوا کە هر روز توسط اردوغان بمباران میشوند را نیز باید در راستای همین معادلەهای گاە و بیگاە اروپاییها و امریکا و دولتهای منطقە و سکوت معنادار انان دید و گرنە چە عقل سلیمی حکم میکند کە اردوغان بە عنوان یکی از اعضای ناتو برای فلسطینیها اشک تمساح بریزد ولی هر روز بە ڕۆژئاوا و اقلیم کوردستان حملە کند و تعداد زیادی از انها را بە قتل برساند؟!! معنای سکوت دولتهای اروپایی و امریکا در قبال قلدری بغداد در مقابل اقلیم کوردستان چیست؟ ادعای تغییر زودهنگام نقشە خاورمیانە از سوی نتانیاهو در سخنرانی سازمان ملل و سکوت جامعە جهانی و دهها پرسش دیگری کە طوفان گونە بر خاورمیانە سایە افکندەاند و همچنین تاخت و تاز اذربایجان و ارمنستان و جنگ روسیە و اوکراین را باید در کجای این معادلە چند مجهولی قرار داد؟.

وجود همین مجهولات سیاسی در خاورمیانە است کە پرهیز از هرگونە خشونت گرایی متعصبانە و جانبدارانە را کە منجر بە ایجاد خطاهای روش شناختی و متدولوژیک میشوند توجیە میکند.

۵ ) : نە دولت اسرائیل نمایندە تام و تمام یهودیت است و نە حماس نمایندە تام و تمام اسلام و فلسطین. از طرفی دیگر نە رخداد جنگ و خونریزی بین دولتها و ملتهای دینی لزوما چالشی دینی یا جنگی مذهبی ست نە تعصبات ایدئولوژی و ناسیونالیستی دیگر ملتها، مقولە استناد این جنگ بە دین را توجیە میکند.

جنگ اسرائیل و حماس ناشی از هر علت سیاسی یا جغرافیایی یا ژئوپولتیکی باشد نباید از این اصل غافل شد کە اگر حماس با همکاری تعدادی از دولتهای منطقە طی یک عملیات غافلگیرانە بە اسرائیل حملە کرد، در مقابل اسرائیل نیز بعنوان ایدئولوژیک ترین دولت جهان و با پشتیبانی امریکا، فاقد ان وجاهت و اصالت سیاسی ست کە بیش از هفتاد سال است از ان دم میزند و بە بهانە ان، کشتار روزانە مردم فلسطین و غزە و شهرک سازیهای بی رویە و همچنین تبعید و طرد مردم فلسطین و غزه را از اصلی ترین برنامەهای خود قرار دادە است.

چیزی کە در این میان واضح است اینست کە با مراجعە بە تاریخ دریافتە میشود کە اگر چە قدمت ملتی تحت عنوان اسرائیل( یهود ) بە درازای خود عهد عتیق و یهودیت است اما، تشکیل دولت ایدئولـوژیک یهودی در خاک فلسطین انهم بە بهانە قوم برگزیدە بودن، از ان بهانەهاییست کە شعور ادمی را با مقاومت در برابر چنین توهم بزرگی مواجە میکند. چون نە یهود قوم برگزیدە ست و نە فلسطین اسرائیلی شدە و غصب شدە، ان ارض و سرزمین موعودیست کە اسرائیل مدعی انست.

مسالە اینست کە مشکل اصلی اسرائیل و قوم یهود بە عنوان یک ملت، نە صرفا تشکیل یک دولت/ملت یهودی بلکە، تروما و روان زخمی ست کە یهودیان سالیان درازی ست با ان دست و پنجە نرم میکنند علی الخصوص بعد از جنگ جهانی دوم.

در واقع کشتار و سرکوب و طرد و ازار یهودیان توسط اروپاییهای یهودی ستیز کە ادولف هیتلر سرنمون ان بود، سرازیری یهودیان بە خاک اسیا و بخصوص خاورمیانە و فلسطین را موجب شد. اگر چە اوارگی و طرد و کشتار و سرکوب یهودیان از سوی اروپاییهای یهودی ستیز، ضرورت تشکیل یک دولت/ملت را برای یهودیان قابل توجیە و فهم میکرد اما تشکیل این دولت در خاورمیانە و علی الخصوص در خاک فلسطین انهم بە قیمت غصب سرزمین فلسطینیها و کشتار و سرکوب و شهرک سازیهای بی رویە و روزانەی انان بە هیچ وجە قابل دفاع نیست. انهم با اکثریت سازی از یک اقلیت یهودی و اقلیت سازی از اکثریت تام فلسطینی.

بنابراین تشکیل دولت اسرائیل بە صورتی کە اکنون دیدە میشود نە ناشی از قدرت خود یهودیان در ایجاد ان، کە دقیقا بە واسطە ان عذاب وجدان و مکانیزم کاتارسیستی( پالایش) اروپاییها بود از کشتار و سرکوب یهودیان و همچنین وجود اقتصاد پیشرفتە و گردش مالی بالای یهودیان در بانکهای اروپایی و بخصوص امریکایی.

با این حال تفاوت ماهوی دولت تمامیت خواە و ایدئولوژیک اسرائیل با سایر دولتهای تمامیت خواە دیگر در این است کە تشکیل دولت اسرائیل نوعی دسیسە و توطئە بین المللی و همچنین تحمیل تافتە جدا بافتەای بود بر خاورمیانە کە از طرفی خود را قوم برگزیدە خداوند تلقی میکردند و از طرفی دیگر در سرزمینی پلورال و تکثرگرا بە نام فلسطین دست بە کشت و کشتار و شهرک سازی بی رویە زدند.

انطور کە ایلان پایە اندیشمند بزرگ یهودی میگوید : << در فلسطین و سرزمینهای اشغالی باید بە مفهوم دیگری تحت عنوان مرگ سیاست بیندیشیم. زیرا اسرائیل بە عنوان قدرت حاکم بر سرزمینهای اشغالی، خود را بە شکلی بازتولید کردە است کە حتا میخواهد چگونگی مرگ افراد زیر سلطە خود را نیز سیطرەی خود دراورد >>.

از نظر ایلان پایە، نقطە عطف مرگ سیاست در اسرائیل، ارزانی داشتن مرگ بە فلسطینیها و چانە زنی فلسطینیها برای زندە ماندن است.اینکە اکنون فلسطین و غزە بە بزرگترین زندان رو باز جهان تبدیل شدە است را نیز باید در همین راستا دید. چیزی کە در این میان هر دو گفتمان اسرئیل و حماس را بە هم نسبت میدهد همان مردم بیگناه زیر سلطە است کە اسرائیل بە بهانە دادخواهی از انان و جریان یهودی ستیزی مرتب بە تولید خشم و خشونت و ویرانی و کشتار و شهرک سازی و انحصار میپردازد و حماس نیز خود را نمایندە دفاع از تمامیت فلسطین و مردم ان میداند کە خود بە بازتولید خشم و نفرت منجر شدە است.

پایە سوم این دیالکتیک معیوب، غیاب همان گفتگوهای الزام اور است برای طرفین کە از طرفی منجر بە قدرت گیری بیشتر اسرائیل و از طرفی هم منجر بە عدم تشکیل دولت مستقل فلسطین و کشتار هر روزەی انان شدە است و هر کدام از دولتهای منطقە و اروپایی و امریکا نیز بنا بە اقتضای استراتژیک و منافع راهبردیشان مهرەهای شطرنج خاورمیانە را نە پس و پیش کە فقط وارونە میکنند. بازندە اصلی این تاخت و تازهای سیاسی در خاورمیانە نە اسرائیل و حماس و طالبان و … کە همان مردم بیگناهی هستند کە روزانە در عراق و افغانستان و سوریە و فلسطین و … کشتە میشوند.

🖊️یادداشت : عبدالقادر نیازی/ روزنامەنگار و کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی

نمایش بیشتر

هه‌وال ادمین

اسماعیل آتش زای کارشناس روانشناسی علاقه مند به خبر در حوزه های سیاسی ، اجتماعی و ورزشی

دیدگاهتان را بنویسید

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا