دو شبانهروز در دل برف و کولاک؛ روایت یک مأموریت نفسگیر اورژانس مهاباد

آنچه میخوانید، روایت دستاول یکی از مأموریتهای دشوار زمستانی اورژانس است؛ روایتی صادقانه و میدانی از زبان رسولی، مسئول مرکز فوریتهای پزشکی شهرستان مهاباد که خود بهصورت مستقیم در این مأموریت حضور داشته و لحظهبهلحظه شرایط بحرانی، تصمیمگیریها و تلاشهای شبانهروزی تیمهای امدادی را بازگو میکند.
در ادامه، روایت این مأموریت را بهصورت داستانی، روان و رسانهای، از زبان رسولی مسئول مرکز فوریتهای پزشکی مهاباد بازنویسی کردهام؛ طوری که هم حالوهوای مأموریت منتقل شود و هم ارزش کار نیروهای امدادی بهخوبی دیده شود:ساعت ۱۱ صبح روز دوشنبه ۸ دیماه، تماس مرکز پیام اورژانس استان همهچیز را تغییر داد؛گزارش یک سقوط همتراز با احتمال شکستگی لگن در روستای حاجیکند از توابع شهرستان مهاباد.مسیر، طبق گزارشها، بحرانی بود؛ برف، کولاک و جادهای که دیگر جاده نبود.
با توجه به شرایط سخت منطقه، از همان ابتدا هماهنگی لازم با یک اکیپ هلالاحمر انجام شد و بدون اتلاف وقت راهی شدیم. هرچه جلوتر میرفتیم، وضعیت جوی وخیمتر میشد؛ دید کم، کولاک شدید و برفی که گاهی اجازه عبور آمبولانس را فقط «به زحمت» میداد.با کمک نیروهای راهداری، چند نقطه از مسیر که عملاً غیرقابل عبور بود، بهصورت موقت باز شد تا بتوانیم ادامه مسیر بدهیم.اما در حوالی روستای قمطره، صحنهای متفاوت انتظارمان را میکشید؛دهها خودرو در برف و کولاک گرفتار شده بودند و جاده عملاً مسدود شده بود. تلاشهای زیادی برای رهاسازی خودروها انجام شد، اما ارتفاع برف و شدت کولاک اجازه پیشرفت نمیداد. شرایط بهگونهای بود که ادامه مأموریت ممکن نبود و حتی بازگشت به پایگاه هم امکانپذیر نبود.

در این شرایط، اولویت ما تغییر کرد؛نجات جان مردم گرفتار در جاده.تمام مسافران گرفتار با آمبولانسها به روستای قمطره منتقل و اسکان داده شدند. پس از آن، دوباره تلاش کردیم مأموریت اصلی را ادامه دهیم، اما مسیر کاملاً بسته شده بود؛ نه راه پیشرو باز بود و نه راه بازگشت.ناچار به روستا بازگشتیم؛جایی که با استقبال گرم، صمیمی و انسانی اهالی مواجه شدیم. شب را در منزل یکی از اهالی روستا گذراندیم؛ شبی که برای ما، همچنان مأموریت ادامه داشت.در همان شب، یک دختر ۱۷ ساله با علائم آنفلوآنزا و یک کودک ۱۶ ماهه با تب و لرز ویزیت شدند و اقدامات درمانی لازم در سطح پیشبیمارستانی برایشان انجام شد.
صبح روز سهشنبه ۹ دیماه، با وجود تلاشهای مستمر راهداری مهاباد، مسیر همچنان باز نشد. در همین حین، یکی از مسافران که سابقه مشکلات قلبی و آنژیوگرافی داشت، با تنگی نفس و احساس سنگینی قفسه سینه به ما مراجعه کرد. بررسیها نشاندهنده علائم واضح ادم ریه بود.بلافاصله اکسیژنتراپی، اقدامات درمانی طبق پروتکل و مشاوره ۱۰-۵۰ انجام شد و موضوع به EOC دانشگاه، ستاد مدیریت بحران و فرمانداری مهاباد گزارش گردید.
تا ساعت ۴ بعدازظهر منتظر باز شدن مسیر ماندیم؛ اما امیدی نبود.در نهایت، با کمک اهالی روستا، جابهجایی خودروها انجام شد و مسیر بهصورت محدود با تراکتور برفروبی شد. تصمیم سخت اما ضروری گرفته شد: انتقال بیمار از مسیر جایگزین.حرکت از سمت بوکان، سپس میاندوآب و در نهایت بازگشت به مهاباد.پس از دو شبانهروز تلاش مداوم، ساعت ۱۹ روز سهشنبه ۹ دیماه، این مأموریت نفسگیر به پایان رسید.
لازم به ذکر است، در خصوص بیمار اولیه با احتمال شکستگی لگن، همزمان از سمت شهرستان بوکان یک واحد هلالاحمر به روستای حاجیکند اعزام شده و بیمار به بیمارستان بوکان منتقل شده بود.این مأموریت، تنها یک اعزام نبود؛روایتی بود از تعهد، صبوری، همراهی مردم و ایستادگی امدادگران در دل برف، کولاک و بحران.



