فرهنگیمهمترین های هەواڵنقد و بررسی

از حرمتِ مردگان تا مسئولیتِ زندگان

ماجرای اخیر پیرامون نام استاد محمد ماملی، بیش از آنکه تنها حکایت یک شوخی نسنجیده در فضای مجازی باشد، آینه‌ای است که بخشی از نسبت ما با فرهنگ، هنر و میراث انسانی‌مان را پیش چشم می‌گذارد.بی‌تردید، به کار گرفتن نام و جایگاه هنرمندی بزرگ برای جلب توجه و دیده‌شدن، رفتاری درخور شأن فرهنگ و هنر نیست؛ اما آنچه پس از آن رخ داد نیز شایسته تأمل است.

در فضای پرهیاهوی مجازی، گاه مرز میان پاسداری از حرمت فرهنگ و عطش دیده‌شدن چنان باریک می‌شود که حتی اعتراض به یک خطا نیز ممکن است به ابزاری برای بازتولید همان هیاهو بدل شود.شاید بد نباشد لحظه‌ای از این غوغا فاصله بگیریم و به معنای عمیق‌تر ماجرا بیندیشیم.

خانواده استاد ماملی، با وجود حق طبیعی و روشن خود برای اعتراض، این ماجرا را در اندازه یک خطا دیدند و از دمیدن بر آتش آن پرهیز کردند. شاید این خویشتنداری خود درسی فرهنگی باشد؛ اینکه پاسداشت حرمت بزرگان همیشه در بلندتر کردن صدای اعتراض نیست. گاهی سکوتی سنجیده، از فریادی بلند رساتر است.اما پرسش اصلی، جایی فراتر از این ماجرا ایستاده است:چرا اغلب پس از مرگ هنرمندان، تازه قدر و جایگاه آنان را به یاد می‌آوریم؟چرا تا زمانی که هنرمند در میان ماست، صدایش را کمتر می‌شنویم، رنج‌هایش را کمتر می‌بینیم و حضورش را بدیهی می‌پنداریم؛ اما همین که از میان ما می‌رود، ناگهان عکس‌هایش را قاب می‌کنیم، درباره‌اش می‌نویسیم، از بزرگی‌اش سخن می‌گوییم و برای نامش مراسم می‌گیریم؟

فرهنگ، تنها در سوگ بزرگان زنده نمی‌ماند؛فرهنگ در روزهای زندگی آنان، با احترام، حمایت و قدرشناسی ما تداوم می‌یابد.اگر محمد ماملی را بخشی از حافظه فرهنگی و هنری خود می‌دانیم، بزرگداشت واقعی او فقط دفاع از نامش در برابر یک شوخی نسنجیده نیست. بزرگداشت راستین آن است که در زمان حیات هنرمندان، قدر حضورشان را بدانیم؛ صدایشان را بشنویم، آثارشان را ببینیم و نگذاریم سرمایه‌های فرهنگی جامعه، در سکوت فرسوده شوند و پس از رفتنشان، تازه به ارزش آنان پی ببریم.چه بسیار هنرمندانی که در زمان زندگی‌شان در حاشیه ماندند و پس از مرگ، به متن خاطره جمعی ما بازگشتند؛ گویی مرگ، برای آنان شناسنامه‌ای از قدر و اعتبار صادر می‌کند که زندگی از آنان دریغ کرده بود.

شاید اکنون بیش از آنکه به جنجالی تازه درباره یک خطا نیاز داشته باشیم، به بازنگری در عادتی قدیمی نیازمندیم؛ عادتی که مردگان را با شکوه یاد می‌کند و زندگان را به فراموشی می‌سپارد.بیایید پیش از آنکه برای هنرمندانمان مراسم بزرگداشت برگزار کنیم، در روزهای زندگی‌شان به آنان احترام بگذاریم؛ پیش از آنکه از میراثشان سخن بگوییم، در حفظ و تداوم آن سهمی داشته باشیم؛ و پیش از آنکه جای خالی‌شان را حس کنیم، قدر بودنشان را بدانیم.حرمت مردگان، بخشی از فرهنگ ماست؛اما مسئولیت در برابر زندگان، آزمون راستین فرهنگ ماست

سلیمان آوری ،دکترای مطالعات برنامه درسی، بازنشسته دانشگاه فرهنگیان کردستان

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا