خروج آمریکا از سوریه: به معنای رها کردن خاورمیانه است؟ ✍🏻دکتر علی محمدیان
با پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶، شخصیت و مواضع اعلامی او به دلیل تفاوتهای آشکار با دکترین دولتهای قبلی از مسائل مهمی بود که افکار عمومی جهانیان را به خود معطوف ساخت. بهگونهای که با نقد دولت اوباما و اعلام مواضع خود، ساختارهای داخلی و بینالمللی را به چالش کشاند. این مواضع که بیانگر برتریجویی و استیلای آمریکا در نظام جهانی کنونی است در شعارهای وی مبنی بر بازگشت اقتدار ازدسترفته آمریکا و تضمین امنیت این کشور قابلفهم بود؛ اما در استراتژی، اقدامات و برنامههای ترامپ تناقضات و سردرگمیهای فراوانی مشاهده میگردد که نهتنها او را بهعنوان یک استراتژیست واقعی مطرح نساخته است بلکه نقدهای داخلی و خارجی فراوانی را به دنبال داشته است.
خروج امریکا از سوریه و رها کردن کردهای آن کشور که سبب جنگافروزیهای ترکیه و فراهم شدن شرایط بهتری برای روسیه در مناطقی از سوریه شد نمونه بارزی از تناقضهای مطرح در سیاست خارجی ترامپ است. گرچه، او در دوران تبلیغات انتخاباتی خود تنها دلیل تداوم حضور آمریکا را در خاورمیانه مبارزه علیه تروریسم بهویژه گروهک تروریستی داعش اعلام کرده بود اما آنچه امروزه قابلدرک است عقبگرد از مواضع اعلامی در طی سه سال گذشته میباشد؛ ترامپ برخلاف شعارهای تبلیغاتی خود براثر عواملی همچون لابیهای صهیونیستی، دلارهای سعودی و … از مواضع خود عقبنشینی کرده است زیرا بیتوجهی به خاورمیانه با توجه به منافع آن کشور عملاً غیرممکن به نظر میرسد. بدین ترتیب، خروج امریکا از مناطق کردنشین سوریه نهتنها به معنای خروج از خاورمیانه نیست بلکه درصدد خواهد بود تا از این طریق، با بازی جدید در منطقه شرایط بهتری را در راستای کسب منافع سیاسی و اقتصادی برای خود فراهم سازد. مذاکرات پنهانی ترامپ با اردوغان و سکوت معنادار و چراغ سبز امریکا در مقابل بمبارانها و حملات هوایی گسترده بهویژه استفاده از مواد شیمایی توسط ترکیه و اعمال تحریمهای مشروط برای یک بازه زمانی مشخص، درست در زمانی که در معرض استیضاح قرارگرفته خود دلیلی گویا بر این واقعیت است که همانند دهه ۱۹۸۰ با بهانههای واهی و با به راه انداختن گروههای تروریستی در راستای کسب منافع هژمونیک خود و کنترل بازار انرژی جهان خواهد بود.
واقعیت این است که خاورمیانه به دلیل موقعیت ژئواستراتژیکی و ژئوپلتیکی، در طول تاریخ همواره کانون توجه قدرتهای منطقهای و فرامنطقه¬ای بوده است و منافع ملی و استراتژی طولانیمدت آمریکا نیز در خاورمیانه از چند دوره گذشته دنبال شده، بیتوجهی به این منطقه، قطعاً به ضرر منافع این کشور است؛ بنابراین تغییر استراتژی در اهداف طولانیمدت واشنگتن بعید به نظر میرسد و حفظ تمامیت رژیم صهیونیستی، تضمین صدور انرژی، حفظ رژیمهای همراه و مقابله با رژیمهای ناهمراه از اصول اساسی مطرح در سیاست خارجی امریکا خواهد بود. بهطورکلی سیاست ترامپ در قبال خاورمیانه نامشخص است و در مورد جایجای این منطقه، سیاستهای متضادی دنبال خواهد کرد. به هراندازه که در مورد یمن و دولت سوریه سیاست خصمانه را دنبال میکند، اما به همان اندازه در مقابل نقض حقوق بشر توسط ترکیه و عربستان بیتفاوت خواهد بود و با تحریمهای ایران نفس تازهای به آنها و بهویژه اسرائیل خواهد داد. نگاه صرفاً اقتصادی ترامپ به خاورمیانه و بهرهگیری از چالشها و ستیزها در مناطق مختلف بهویژه کشورهای بحرانزده منجر به شعلهور شدن هرچه بیشتر این درگیریها و بیخانمان شدن مردم مظلوم و بیچاره خواهد شد. بهگونهای که با توجه به سیاستهای نسنجیده ترامپ، هماکنون اردوغان با تصرف سرزمینی کشورهای همجوار بازگشت به امپراتوری عثمانی و پادشاه عربستان نیز رهبری جهان عرب را در سر میپرورانند



