فرهنگیمهمترین های هەواڵ

تکریم بازنشستگان فرهنگی مهاباد؛ سنتی که شایسته احیاست.

با پایان هر سال تحصیلی، مدرسه‌ها آرام می‌شوند. کلاس‌ها خالی می‌مانند. زنگ آخر نواخته می‌شود و دانش‌آموزان، دفتر یک سال دیگر از زندگی خود را می‌بندند. اما در میان این پایان‌های سالانه، پایان دیگری نیز وجود دارد که گاه بی‌صدا از کنار آن عبور می‌کنیم.

پایان سال‌های خدمت معلمانی که سه دهه و گاه بیش از آن، عمر خود را وقف آموزش و تربیت فرزندان این سرزمین کرده‌اند.سال‌ها پیش، آیین‌های تکریم بازنشستگان فرهنگی، بخشی از فرهنگ سازمانی آموزش و پرورش بود. همکاران گرد هم می‌آمدند؛

از سال‌ها خدمت معلمان قدردانی می‌شد و بازنشستگی، نه پایان یک پرونده اداری، بلکه آغاز فصل تازه‌ای از پیوند با خانواده بزرگ آموزش و پرورش تلقی می‌شد.همه‌گیری کرونا، بسیاری از این آیین‌های جمعی را متوقف کرد؛ اتفاقی که در آن مقطع، قابل درک و اجتناب‌ناپذیر بود. اما با پایان آن دوران، به نظر می‌رسد این سنت ارزشمند در برخی مناطق، از جمله مهاباد، آن‌گونه که شایسته بود دوباره احیا نشد.این یادداشت، نه گلایه‌ای شخصی است و نه مطالبه‌ای صنف یپنج سال از بازنشستگی اینجانب می‌گذرد.

امروز این سخن را نه برای خود، بلکه برای همه همکارانی می‌نویسم که سال‌های عمرشان را صادقانه در کلاس‌های درس سپری کردند و اکنون سرمایه‌های انسانی و حافظه زنده آموزش و پرورش این شهرستان به شمار می‌آیند.در سال‌هایی که توفیق خدمت در مسئولیت‌هایی همچون کارشناس تکنولوژی و گروه‌های آموزشی و نیز کارشناس مسئول پیش‌دبستانی و آموزش ابتدایی مهاباد را داشتم؛ از نزدیک شاهد تلاش‌ها و ایثار معلمان این شهرستان بودم؛ تلاش‌هایی که شاید هیچ‌گاه در گزارش‌های اداری ثبت نشد. اما در حافظه مردم مهاباد ماندگار است.

بسیاری از معلمان مهاباد، سالیان متمادی، هر روز مسیرهای طولانی روستاهای دورافتاده را پیمودند؛ مسیرهایی که در برخی مناطق، به‌ویژه در روزهای برفی و زمستان‌های سخت، رفت‌وآمد به آن‌ها گاه تا حدود نود دقیقه یا بیشتر به طول می‌انجامید. آنان با وجود سرمای سخت، جاده‌های لغزنده و دشواری‌های فراوان، کلاس درس را تعطیل نکردند و خود را به دانش‌آموزانی رساندند که چشم‌انتظار معلمشان بودند.ایثار آنان تنها به سختی راه محدود نمی‌شد. بسیاری از معلمان، برای انجام مسئولیت حرفه‌ای خود، بارها خانواده، همسر و فرزندانشان را در شرایط دشوار و حتی هنگام بیماری عزیزانشان ترک کردند تا وظیفه‌ای را که در قبال دانش‌آموزان بر عهده داشتند؛ به انجام برسانند.

این فداکاری‌ها شاید در هیچ بخشنامه‌ای نوشته نشده باشد؛ اما بخشی از سرمایه اخلاقی آموزش و پرورش مهاباد عزیز است.امروز که سخن از ارتقای کیفیت آموزش، سرمایه اجتماعی و اجرای سند تحول بنیادین به میان می‌آید؛ شاید یکی از ساده‌ترین و در عین حال مؤثرترین اقدام‌ها، احیای آیین‌های تکریم بازنشستگان فرهنگی باشد.

چنین آیین‌هایی، بیش از آنکه به منابع مالی وابسته باشند، به نوع نگاه مدیران و فرهنگ سازمانی وابسته‌اند.تکریم بازنشستگان، صرفاً اهدای لوح یا هدیه نیست؛ بلکه پیامی روشن به معلمان شاغل، دانش‌آموزان و جامعه است که خدمت صادقانه فراموش نمی‌شود. دانش‌آموزی که می‌بیند معلمی پس از سه دهه خدمت با احترام بدرقه می‌شود؛ در عمل درس قدرشناسی، وفاداری و احترام به خدمت را می‌آموزد.

آموزش و پرورش مهاباد، همواره از سرمایه‌ای ارزشمند به نام معلمان دلسوز و پرتلاش برخوردار بوده است. شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که در کنار برنامه‌ریزی برای جذب و توانمندسازی نیروهای جدید، برای بدرقه شایسته پیشکسوتان نیز برنامه‌ای منسجم طراحی شود؛ برنامه‌ای که نه تشریفاتی باشد و نه پرهزینه، بلکه نشانه‌ای از احترام به کسانی باشد که بهترین سال‌های عمر خود را صرف ساختن آینده این شهرستان کرده‌اند.بازنشستگی، پایان خدمت اداری است؛ اما نباید پایان تعلق به خانواده آموزش و پرورش باشد.

پیشکسوتان، همچنان می‌توانند با تجربه، خرد و دلسوزی خود در کنار نظام تعلیم و تربیت باقی بمانند؛ اگر این پیوند حفظ شود.امید است مسئولان آموزش و پرورش مهاباد، با احیای این سنت ارزشمند، بار دیگر فرهنگ قدردانی از پیشکسوتان را زنده کنند؛ زیرا تکریم معلمان بازنشسته، بیش از آنکه تجلیل از گذشته باشد، سرمایه‌گذاری برای آینده آموزش و پرورش است. جامعه‌ای که معلمان خود را در پایان راه با احترام بدرقه می‌کند؛ در حقیقت به آینده فرزندان خود احترام گذاشته است.

رضا یاراحمدی “کارزان” بازنشسته آموزش و پرورش مهاباد

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا