مهاباد در سوگ فرزند برومند خویش

مهاباد، شهر فرهنگ و انسانیت، امروز در سوگ فرزندی نشسته است که نامش با نیکی، مهربانی و خدمت صادقانه به مردم گره خورده بود. دکتر محمد طاهر عباسیراد، پزشکی که سالها در سکوت و بیهیاهو به مداوای جانهای خسته و دستگیری از بیماران پرداخت، دیگر در میان ما نیست؛ و این ضایعه، زخمی عمیق بر دل مردمان این دیار نهاده است
او پزشکی بود که طبابت را فدای تجارت نکرد، و سوگند سفیدپوشی را نه بر زبان، که در عمل معنا بخشید. از مطب کوچک و سادهاش، آرامش و امید بیرون میآمد و هر بیماری که از در وارد میشد، با لبخند و کلامی دلگرمکننده بدرقه میگردید. خیر بود و نیکنام، کاربلد بود و متین، و در رفتار و گفتارش نشانی از فروتنی و انسانیت موج میزد.
در روزگاری که بسیاری از ارزشها رنگ باختهاند، دکتر عباسیراد یادآور نسلی از پزشکان بود که علم را در خدمت انسان میخواستند، نه در خدمت سرمایه،او بیهیاهو آمد، بیادعا زیست، و بیاغراق رفت؛ اما نام و یادش، همچون نسیمی آرام، در خاطره مردم مهاباد خواهد ماند.
شهر ما امروز نه تنها یک پزشک، که وجدان بیدار طبابت انسانی را از دست داده است. او در سکوت زیست و در سکوت رفت، بیآنکه ادعایی کند یا در پی نامی باشد. اما همین سکوتش فریاد بلندی بود از انسانیت، از مهر، از راستی و تعهد
دکتر عباسیراد از آن دسته انسانهایی بود که حضورشان امنیت میآورد، و نبودشان خلأیی دردناک بر جای میگذارد. مردی که با لبخندش امید میکاشت و با دانشش زندگی میبخشید. هر بیمار، هر دوست، و هر همشهری که او را میشناخت، امروز در دل خود سوگی پنهان دارد — سوگی برای انسانی که «خیر بودن» را زندگی کرد.

باشد که یاد و روش او، الگویی باشد برای همه آنان که طبابت را نه شغل، که رسالت میدانند؛ الگویی برای نسلی که بیاموزد شرافت، مهربانی و تعهد، ماندگارتر از هر ثروت و شهرتی است
روحش شاد، یادش جاودان، و نامش تا همیشه در دل مردم مهاباد زنده باد.






