سگ حیوان خانگی؟یا ارمغان تحمیلی؟✍به قلم فرهاد

۴ دلایل اصلی برای پرهیز از زندگی با سگ:۱-بهداشتی.۲-روان شناختی.۳-شرعی.۴-قانونی
وارد کردن سگ به محیط خانه و جمع خانواده و در شکل افراطی تر “سگ فرزندی” ارمغان عصر جدید و در یک دستکاری مهندسی ذهنی، تبدیل به یک ضرورت برای تنهایی انسان است.
۱-بهداشتی:علیرغم مواظبت های مرتبط پزشکی، طبیعت این حیوان در پذیرش انگل و انگل پروری که برای انسان می تواند بسیار خطرناک باشد امری عادی است.
۲-روان شناختی:حضرت علی ع می فرمایند: با شرور همنشین نباش که نفس از نفس می دزدد.سعدی در شعری می گوید: “کمال همنشین در من اثر کرد … وگرنه من همان خاکی هستم که هستم”ضرب المثلی در ترکی هست که میگوید “اسبی را کنار اسب دیگر ببندید یا خوی و یا خصلت آن را به خود میگیرد”این مواردحکایت از قدرت تبادل رفتارها و خصلت ها توسط موجودات زنده دارد و از آنجائیکه:خوی و خصلت ذاتی این حیوان؛خشن، تهاجمی، پاچ گیری و عصبانیت است. چه بسا انسان می تواند این خصایص را دریافت کند که در این صورت نسل های بعدی ما چه افراد عصبانی، پرخاشگر و … خواهند شد.
۳-شرعی:دین اسلام با توجه به تمامی ابعاد پنهان و آشکار این حیوان و اثرات مخرب ان در روند زندگی بشری، ما را از وارد کردن این حیوان به زندگی و سر سفره پرهیز داشته است.
۴-قانونی:قانون ایران با توجه به توصیه دینی و آثار نامناسب فرهنگی، بهداشتی و رفتاری، سگ گردانی را ممنوع و قابل پیگرد اعلام کرده است.
کلام پایانی:وارد کردن سگ به زندگی از تجارب نه چندان موفق غرب به کشورهای اسلامی بویژه ایران برای اهداف نه چندان انسانی بوده است.



