مهمترین های هەواڵنقد و بررسی

فصل کنکور و انتخاب رشته و نبود امکانات لازم برای برای جوانان

انگار دیروز بود که در کلاس دهم انتخاب رشته نمودند ،تعدادی از آنها قبلاً همکلاسی بودند و از قبل همدیگر را می شناختند ولی بیشتر آنها از نقاط مختلف شهر با توجه به رشته انتخابی به جمع تازه کلاس دهم اضافه شده بودند ،از همان سال اول اتفاقات گوناگونی دامنگیر کلاس دهمی ها شد ،هنوز چند ماهی از شروع کلاسها نگذشته بود که شیوع کرونا شروع شد و مدارس تعطیل و بعد از مدتی به صورت مجازی برگزار شدند

کلاس یازدهم هم به صورت مجازی ادامه پیدا کرد  در سال دوازدهم پس از اگر و مگرهای زیاد کلاسها به صورت حضوری شروع شد ، با توجه به پایان تحصیلات متوسطه دوم در سال دوازدهم و شروع فرآیند شرکت در ماراتن سخت و طاقت فرسای کنکور ،کلاسهای حضوری دوازدهم تا پایان اسفندماه طول نکشید .امتحانات نهایی پایه دوازدهم تا پایان خردادماه طول کشید و کنکور در۱۰،۹،۸و ۱۱ تیر ماه برگزار گردید ‌پس از برگزاری کنکور دوران سخت انتظار نتایج  کنکور شروع شد بالاخره در ۱۱ مرداد نتایج کنکور اعلام شد و کوهی از یاس و ناامیدی بر سر کلاس دوازدهمی ها فرو ریخت از مجموع کلاس دوازدهم داستان ما تنها ۹ نفر مجاز به انتخاب رشته شده بودند ،تعدادی از دانش آموزان قبل از کنکور قید درس و مدرسه زده و متاسفانه تعدادی هم یارای رقابت نداشتند و قبول نشدند .

فصل دیگری از استرس و ترس و شب بیداری فرا رسید ، فصل انتخاب رشته و دانشگاه. امروز بیشتر از هر زمان دیگر احساس نیاز به حضور در کنار همدیگر را داشتند انگار به غیر از همکلاسی ها ، کس دیگری قادر به درک نگرانی‌ها و اضطراب های همکلاسی ها نیست ، در این روزها بیشتر از همیشه دلتنگ همدیگر بودند راستی کجا می توانستند ساعتی را در کنار همدیگر باشند و راجع به انتخاب رشته و دانشگاه مورد علاقه شان مشورت کنند قرار امروزشان در یکی از کافی شاپ های شهر بود پس از جمع شدن همه بچه ها لپ تاپ ها و دفترچه های انتخاب رشته بر روی میزها گذاشته شدند و بحث و تبادل نظرها شروع شد پس از نوشیدن آبمیوه‌های سفارش داده شده نگاه‌های آنچنانی مدیر کافه شروع شد و بچه ها بدون رسیدن به نتیجه خاصی ناچار به ترک کافی شاپ شدند .

روز دوم یکی از رستورانهای خانوادگی محل قرار هم کلاسی ها شد در آنجا هم پس از یک ساعت نشستن و صرف چند قوری چای ، دود قلیان و سیگار میزهای اطراف ،امان دانش آموزان را گرفت و جلسه روز بعد به یکی از پارک‌های سطح شهر موکول گردید هم کلاسی ها بروی تکه حصیر پلاستیکی همراه یکی از بچه ها جمع شدند و دوباره مشورت درباره رشته های گوناگون و دانشگاههایی که امکان جذب شدن در آنها را دارند شروع شد ولی متاسفانه تعدادی از جوانان که طاقت دیدن صمیمیت و پاکی همکلاسی را نداشتند اقدام به تمسخر و برهم زدن دورهمی آنها کردند حتی برگه های انتخاب رشته آنها را به هم زدند و چاره ای جز ترک محل برای همکلاسی های ما نمانده بود .

روز آینده دورهمی در یکی دیگر از پارک‌ها شکل گرفت و باز هم صحبت‌ها در مورد دانشگاه‌ها و رشته های گوناگون و شنیده‌های بچه در مورد رشته های گوناگون شروع شد غافل از همه چیز با نگرانی در مورد آینده گنگ و مبهم خود بحث می کردند که مسئول فضای سبز پارک جهت حفاظت از چمن ها و پراکنده کردن بچه ها شروع به آبیاری چمن ها نمود. برای چندمین بار نشست دوستان همکلاسی ناتمام ماند و ناامیدانه به خانه برگشتند و چاره ای جز ادامه دورهمی ها به صورت مجازی را نداشتند .

با شنیدن داستان دانش آموزان کلاس دوازدهم سوالات زیادی به ذهنم خطور کرد : آیا توانسته ایم امکانات تفریحی مناسب برای جوانانمان تهیه کنیم؟آیا امکانات مناسب برای دورهمی های سالم جوانان شهرمان در نظر گرفته شده است؟ با توجه به محدودیت هایی که برای نوجوانان و جوانان در نظر داریم به همان اندازه امکانات رفاهی هم درنظر گرفته ایم؟ بی توجهی ما به تفریح و سرگرمی جوانان چه عواقبی به دنبال دارد؟ امکانات در نظر گرفته شده برای تفریح با توسعه شهر هم خوانی دارد؟باشگاه‌های ورزشی مناسب برای همگان در دسترس است؟سینما و برنامه های سرگرمی مناسب در سطح شهر وجود دارد؟ آیا کسانی که به عنوان مسئول در شهر قبول مسئولیت نموده اند از این کاستی ها خبر دارند؟ما مردمان شهر پیگیر وعده های مسئولین درهنگام انتخابات هستیم؟و هزاران سوال بی جواب دیگر…..

✍️ قادر قربانی

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا