دریاچه ارومیه و بغضی که ترکید

“سونامی نمک” در استان های تبریز و ارومیه، یک بحران محیط زیستی دیگر را برای ایران ایجاد نمود.
به گزارش هه وال، در طی روزهای اخیر ایرانیان در استان های تبریز و ارومیه در ایران شاهد طوفان نمک بودند. این طوفان نمک به عبارتی انتقام دریاچه ارومیه می باشد که پس از خشک شدن بر اهالی این استان ها تحمیل شده است. در واقع خشک شدن دریاچه ارومیه طوفانهای گرد و نمک از شمال غرب کشور را می تواند به تهران پایتخت ایران بکشاند. این طوفان نمک به احتمال زیاد جان ۱۴ میلیون نفر ایرانی را تهدید خواهد نمود.
در همین راستا خبرگزاری اسپوتنیک روسیه به سراغ محمد درویش، مدیر کل مشارکت های مردمی سازمان محیط زیست در ایران رفته است. درویش ضمن قابل پیش بینی بودن این مسئله از سالها پیش، دولت ها را مقصر ایجاد این بحران می داند و از یک سو خواهان گزینه های جایگزین معیشتی (به جای کشاوزی و دامداری) برای شهروندان استان های غربی ایران و از سوی دیگر اتمام سدسازی در این منطقه می باشد، شاید که این دو گزینه مرهمی بر درد دل دریاچه ارومیه باشد.
طوفان نمک از دریاچه ارومیه برخواسته است، خطرات زیست محیطی “طوفان نمک” برای استان های شمال غربی ایران چیست؟ آیا راهکردی برای این فاجعه وجود دارد؟
طوفان نمک برخواسته از دریاچه ارومیه، برای ما قابل پیشبینی بود. بیش از ۲ دهه است که کارشناسان محیط زیست هشدار می دهند که اگر روند توسعه کشاورزی در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه همچنان ادامه پیدا کند، ما با بحران بسیار بزرگی مواجه می شویم، تعبیر “سونامی نمک” در نهایت به وقوع پیوست. این هشدارها جدی گرفته نشد و دست بر روی دست گذاشتند تا به جایی رسیدیم که الان با این بحران درگیر هستیم. متاسفانه هر روز شرایط دارد بدتر می شود
مهمترین دلیل بحران در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه تغییر کاربری اراضی و افزایش محسوس سطح اراضی کشاورزی و دامداری در سطح منطقه می باشد. به نحوی که وسعت این اراضی از ۱۲۰ هزار هکتار در آغاز دهه ۱۳۷۰ شمسی تا زمان حاضر به ۶۸۰ هزار هکتار افزایش پیدا کرد (میزان اراضی کشاورزی و دامداری در طی این دو دهه به ۵٫۶ برابر رسیده است). این ۵۶۰ هزار هکتار اراضی تحت کشت تحمیلی، در مجموع موجب شد که دست کم ۳٫۶ میلیارد متر مکعب به حوزه آبخیز دریاچه ارومیه تحمیل گردد. در واقع، پتانسیل دریاچه ارومیه ۳٫۱ میلیارد متر مکعب بود (میزان ۵۰۰ میلیون متر مکعب کمتر از میزان آب مورد نیاز اراضی کشاورزی) و بنابراین ما دریاچه ارومیه را از دست دادیم، برای تامین ۵۰۰ میلیون متر مکعب دیگر حاصل از اراضی کشتی تحمیلی، نیز چاه های غیر مجاز فراوانی زده شد. در مجموع تعداد ۷۲ سد بر روی رودخانه های منتهی به حوزه آبخیز دریاچه ارومیه ساخته شد. عملا ما نظام هیدرولوژیکی این حوزه را بهم زدیم. ظرفیت گرمایی ویژه حوزه به شدت کم شد و در نتیجه کاهش ظرفیت گرمایی باعث می شود که اختلاف دمای شب و روز افزایش پیدا کند. عین خطای فاحشی که اتحاد جماهیر شوروی سابق حدود نیم قرن پیش مرتکب شد، در آن زمان شوروی به بهانه توسعه کشت زارهای پنبه به میزان ۴۰ هزار هکتار، باعث بحران در دریاچه آرال شد و باعث ایجاد فاجعه محیط زیستی بزرگی شد، هنوز این فاجعه درمان نشده است
ما متاسفانه از این فاجعه (بحران در دریاچه آرال) و از خطای شوروی درس عبرت نگرفتیم، بلکه ایران در ابعادی خطرناک تر این خطا را تکرار نمود. ما هنوز درس نگرفته ایم و به این بحران ادامه می دهیم، هنوز هیچ نشانه ای از تغییر رفتار در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه، مشاهده نمی کنیم.
چطور مردم عادی ایران یا مقامات ایران می توانند این بحران را خاتمه دهند (به عنوان مثال جناب آقای محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران، در طی هفته پیش چالش “نه به پلاستیک” را راه انداختند تا کمتر شاهد زباله در محیط زیست در ایران باشیم)، آیا می توان طرح مشابهی را برای نجات دریاچه ارومیه در نظر گرفت تا با مشارکت شهروندان ایرانی، از روند رو به توسعه این بحران جلوگیری نمود؟
بحران دریاچه ارومیه یک بحران دولت ساز است. دولت ها این مشکل را راه انداختند تا این بحران ایجاد شد، اکنون نباید این توپ را در زمین مردم انداخت تا از مردم تقاضا کرد این مشکل را حل نمایند (اشاره به پروژه سد سازی ترکیه و ایران در حوزه های آبخیز و اراضی اطراف استان های شمال غربی ایران می باشد). دولت ها باید گزینه های جایگزین معیشتی (به جای کشاوزی و دامداری) را برای مردم منطقه معرفی نمایند و بعد آرام آرام میزان اراضی کشاورزی را در سطح منطقه کاهش دهیم تا زمین های کشاورزی به میزان حدود دهه ۷۰ شمسی برسد. تا موقعی که این اتفاق نیفتد، ما نمی توانیم امیدوار به احیای دریاچه ارومیه داشته باشیم





