دوشنبه , ۲۸ مرداد ۱۳۹۸

مقاله ای در مورد بیکاری / عبدالقادر محسنی فر

مقاله ای در مورد بیکاری / عبدالقادر محسنی فر

به نام خدایی که آفرید انسان دانا را

این مقاله از طرفی یک نقد و زنگ خطر در مورد آینده جامعه و از طرفی راه حلی برای گریز از این خطر می باشد.

شروع کردن یک مقاله آنهم مقاله ای که گره خورده و مرتبط با یک مشکل جامعه و دردی که همانند یک بیماری واگیردار در حال شیوع است کار ساده ای نیست ، زیرا زمانی که مشکلی همه گیر می شود و شیوع آن هر روز بدتر از دیروز می شود و هر روز از گوشه ای از این مرز و بوم خبر بسته شدن ، تعطیلی و اعلام ورشکستگی یک کارخانه یا گروه تولیدی بزرگ به گوش می رسد و سفره ی دیگری از سفره خانوار های ایرانی و هموطنان خالی میشود ، پدرانی دیگر به جمع پدران شرمسار و سرافکنده در خانواده ها اضافه میشود بیان و پرداختن به موضوع سخت تر و دردناک تر میشود ….آری درست حدث زدید معضل و درد مشترک امروزه یعنی بیکاری ، حال در ابتدا باید به عواقب بعد از بیکاری یک فرد در جامعه اندیشید که با از کار بیکار شدن فردی در جامعه چه رخ می دهد در اینجا باید بگوییم چراغ روشنایی زندگی فرد خاموش شده و نا امیدی به او رو می کند و دنیای رویائی او تاریک میشود امظید برای ادامه زندگی برای فرد در گذشت زمان از دست خواهد رفت…

در جامعه ای که هر روز گرانی و تورم کمر مردم را بر اثر فشار مالی خم می کند و کسانی که در حال حاضر شغلی دارند نمی توانند از پس هزینه ها برآیند چگونه یک فرد بیکار کوله باری از نا امیدی و شرمساری در پیشگاه خانواده را بتواند به دوش کشیده و تحمل کند …در زمانی که این وضعیت هر روزبدتر از دیروز میشود چه باید کرد؟

چگونه بار این فشار را کم کرد؟چگونه مشکل را می توان حل کرد؟آیا راهی برای گریز از این مشکل وجود دارد؟و ده ها سوال بی پاسخ دیگر که پاسخ دادن به آنها مشکل است…زیرا این مشکل چنان بزرگ و همه گیر شده که دولتمردان نیز با شرمساری به این موضوع می پردازند و راهی برای پنهان کردن آن باقی نمانده است…و این معضل با وعده و وعید ها چاره ساز نیست بلکه نیاز به بررسی و مطالعه ،توسط نخبه های اقتصادی و جامع شناسی و تهیه یک برنامه و چشم انداز دقیق و حساب شده دارد

این برنامه و نقشه راه تنها شامل طیفی از افرادی که در حال حاضر بیکار هستند و یا قبل از این وضعیت بیکار بوده اند نمی شود بلکه شامل خیل عظیمی از دانش آموخته ها و متخصصان جامعه خواهد بود که هر نیم سال از مراکز آموزشی کشور و دانشگاه ها به درون جامعه سرازیر شده و بر جمعیت بیکاران کشور افزوده میشوند و با در نظر گرفتن این موج عظیم بیکاری مشکل بیش ار پیش سختر میشود ، زیرا در چنین شرایطی تنها وعده دادن و ساختن یک رویای شیرین چاره ساز نیست …

ایجاد میلیون ها شغل در سال کار ساده ای نیست و فقط گفتن در کلام چاره کار نیست زیرا ، با یک حساب ساده به این پی می بریم که چنین چیزی ممکن نیست.

در یک واحد تولیدی و صنعتی کوچک به طور متوسط ۱۰ نفر مشغول بکار ، و در یک واحد صنعتی متوسط ۳۰ نفر مشغول بکار هستند آنهم بدون در نظر گرفتن نوع تولید و نوع دستگاه های تولیدی که هر روز پیشرفته تر شده و نیاز انسان به کار در کارگاه های تولیدی را کم میکند …..

به طور متوسط در هر کارخانه ۲۰ نفر مشغول بکارمیشوند به فرض اینکه یک میلیون شغل در یک سال ایجاد شود با یک تقسیم ساده ، که یک میلیون شغل تقسیم بر تعداد افراد میانگین لازم برای هر کارگاه ، عدد ۵۰۰۰۰ بدست خواهد آمد یعنی ساخت ۵۰۰۰۰ عدد واحد تولیدی در کشور و با در نظر گرفتن تعداد شهرهای کشور که مطابق با اعلام رسمی وزارت مسکن و شهرسازی تعداد ۱۱۴۸ شهر در ایران وجود دارد باز با یک تقسیم یعنی تقسیم کارگاه های مورد نیاز برای ایجاد شغل یعنی ۵۰۰۰۰ تقسیم بر تعداد شهرها ۱۱۴۸ یک رقم کاملا غیر قابل باور بدست می آید یعنی در هر شهر باید ۴۳ عدد کارگاه تولیدی احداث شود و این رقم برای شهرهایی که تنها ۵ کارگاه هم وجود ندارد احداث ۴۳ کارخانه رقم باور نکردنی خواهد بود و این رویا زمانی تلخ تر میشود که زمان ساخت تنها یک واحد تولیدی را محاسبه کنیم….

برای ساخت یک کارخانه صنعتی که ظرفیت استخدامی ۲۰ کارگر را داشته باشد بدون در نظر گرفتن طرح مطالعاتی ، زیست محیطی ، نیاز بازار داخلی و خارجی ،صدور مجوز ساخت ، تهیه زمین مناسب و کافی و…. فقط در خوشبینانه ترین حالت که تمام موارد فوق با کمک غول چراغ جادو به صورت معجزه آسا در یک روز به اتمام برسد و تزریق مداوم بودجه ساخت برای احداث از لحاظ محندسی با کار شبانه روزی نزدیک به شش ماه به طول می انجامد که این همانطور که گفته شد در خوشبینانه ترین حالت ممکن است آنهم تنها برای ساخت یک کارخانه…

اگر موارد اولیه کار احداث یک کارخانه که در بالا ذکر شد اعم از طرح مطالعاتی ،نیاز بازار و….در نظر گرفته شود همانند سدی در مقابل زمان خواهد ایستاد تا زمان ساخت بیشتر به طول انجامد و این رویای شیرین مبدل به حقیقتی تلخ میشود آنهم تنها ایجاد یک میلیون شغل در یک سال و بدون در نظر گرفتن خیل عظیم دانش آموخته های جدید در سال که به طور میانگین ۵۰۰۰۰۰ نفر ، البته بیشتر رقم… به این جمع افزوده می شود و در اینجاست که تلخی موضوع بیشتر خود نمایی می کند…

حال چاره چیست؟ چه باید کرد؟

حل این مشکل نیاز به یک بررسی و مطالعه دقیق و تهیه نقشه راه دارد که باید تمامی نخبه گان سیاسی ، اقتصادی ، جامعه شناسی بدون در نظر گرفتن پیشینه سیاسی افراد که به دلایلی از ورود آنان به دولت جلوگیری می شود ، حضور داشته و در تهیه یک برنامه جامع برای خروج از بحران تلاش کنند و راهی بیابند که ماندگار باشد و با گذشت زمان به نقطه ابتدا باز نگردیم…

در اینجاست که باید به این سوال پاسخ دهند که آیا تنها پشت بستن به منابع فسیلی کافیست؟ یا معادن و ذخایر ملی؟ و یا اینکه با احداث چند کارخانه مشکل حل خواهد شد؟؟؟؟؟

در اینجاست که باید الگو برداری کرد آنهم الگو برداری از کشور های توسعه یافته ای که نه تنها دچار یک چنین معضلی (بیکاری) بوده اند بلکه متحمل جنگ هسته ای و جنگ های جهانی نیز بوده اند اما در یک دوره ۳۰ ساله راه چاره مشکل را یافته و اکنون جزء پیشرفته ترین ممالک دنیا هستند در کشور ما هر گاه افرادی معترض میشوند یا سوال می کنند سران و دولتمردان سخن از تحمیل جنگ ۸ ساله به میان می آورند انگار تنها ایران متحمل جنگ شده…

کشوری به مانند ‍ِژاپن متحمل جنگ هسته ای شد و دو شهر بزرگ این کشور با خاک یکسان شد و یا کشور فرانسه و لهستان و بخش هایی از روسیه که با خاک یکسان شدندو… سایر کشورهای دیگر اما آنها توانستند با یک طرح و برنامه جامع نه تنها بدون کمک کشورهای دیگر بلکه با اتکا به نخبگان خود و اتحاد توانستند بعد از سالها دشمنان خود را به بازار اقتصاد خویش وابسته کنند و در اینجاست که باید گفت بعضی الگو برداری ها و کپی های مجاز ، باید وجود باشد تا در تهیه الگوی مناسب برای کشور مفید واقع شود….

در الگوی فعلی کشور و چشم انداز بیست ساله که از سال ۱۳۸۴ شروع شد و تا سال ۱۴۰۴ در نظر گرفته شده به هیچ یک از نکات این چشم انداز دست نیافتیم و تنها تحریم ها و تهدید ها بهانه شد که مانع از رسیدن به این چشم انداز شده ولی آیا در زمان تهیه این سند کشور در تحریم نبود؟آیا کشور وابسته به منابع فسیلی نبود؟آیا به سایر بخش ها توجه شد؟

و در اینجاست که سند بعنوان یک سند شکست خورده تلقی می شود چون نه تنها حلال مشکلات نشد بله مشکلات دیگر نیز به آن اضافه شد..

مشکل تنها با توجه به بخش صنعتی و ایجاد واحدهای صنعتی کوچک و بزرگ حل نمیشود بلکه باید از نیاز و وابستگی به بخش درآمد ذخایر ملی اعم از فسیلی و معادن دوری کرد زیرا این ذخایر آینده است

پس باید در فکر آینده ی نسل های بعدی کشور هم بود

وابستگی دولت به بخش ذخایر ملی و صنعتی و غرق در آن ، وجود گنجینه پنهان مملکت را از نظرها دور کرده این گنج پنهان چیست؟

این گنج به دو بخش تقسیم میشود :

۱-بخش گردشگری :

این گنج سرمایه گذاری دولت در بخش گردشگری و کشاورزی و توجه ویژه به این مهم می باشد ، در کشوری که پیشینه تاریخی آن در کل خاورمیانه و سایر کشورهایی که پیشینه تاریخی آنان به ۵۰۰ سال هم نمی رسد بیشتر است و تمدن شهر نشینی در عیلام(ایلام) از از اولین تمدهای جهان بوده بی توجهی به بخش باستانی و گردشگری یک ضعف مدیریتی محسوب می شود

در اینجاست که باز باید به الگوهای موفق همچون کشور ترکیه در همسایگی ایران و فرانسه و ایتالیاو… که چگونه توانسته اند با توجه ویژه به این بخش وابستگی کشور به صنعت را از بین ببرند ، در کشور ترکیه در سال گذشته ۲۰۱۶ میزان ۲۹٫۶ درصد درآمد کشور از بخش گردشگری بدست آمده و این رقم قابل توجه و تعمل است که در کشور ایران با وجود صدها اثر تاریخی که پیشینه آن از بیشتر آثار ترکیه بیشتر است چرا توجهی به این صنعت یعنی گردشگری نشده؟؟؟؟

با سرمایه گذاری هر چه بیشتر در بخش گردشگری می توان صدها هزار شغل جدید ایجاد کرد که این مشاغل دیگر نیاز بازار نیستند که با بی نیازی بازار به آن مجبور به تغییر شغل و یا حذف شغل ها شد ، بلکه به صورت دائمی خواهد بود و روز به روز توجه جهانی به این بخش بیشتر می شودو ترس از میان رفتن شغل ایجاد شده به صفر میرسد چون با گذشت زمان بر عمر طلایی آثار افزوده میشود و قدمت بیشتر گردشگران بیشتر جذب می کند..

گرشگری تنها شامل آثار تاریخی نیست بلکه شامل منابع طبیعی نیز میشود که خوشبختانه کشور ایران از این منابع نیز غنی و سرشار است که با سرمایه گذاری در این بخش از گردشگری نیز می توان صدها هزار شغل دیگر ایجاد کرد…

۲- بخش کشاورزی :

کشور ما دارای وسعت پهناور می باشد و با توجه به مو قعیت قرار گیری در مدار استوایی زمین و کشیدگی در طول جغرافیایی به صورت یک کشور چهار فصل شناخته میشود و دارای امتیازات طلایی می باشد و هم چنین رویش گیاهان خاص به مانند زعفران و.. . گوناگونی گیاهی ، زمینه بسیار فوق العاده برای سرمایه گذاری است و باید با طرح مطالعاتی سراسری و شناخت کلی منابع و مدیریت صحیح آبیاری و کاشت ، داشت ، برداشت و با برنامه ریزی و سرمایه گذاری مناسب در این بخش و توجح بیشتر درآمد سرشاری از این بخش بدست آورد و این بخش شامال زیر مجموعه های زیادی از قبیل زراعت ، باغات ، تولید ماشین آلات کشاورزی ، ایجاد واحدهای بسته بندی ، خشکبار ، گیاهان دارویی ، احداث کارخانه های فرآوری محصولات کشاورزی از قبیل صنایع غذایی و دارویی و نوشیدنی و…

درآمد ملی از این بخش را به میزانی می رساند که وابسته گی به صنعتی شدن و منابع فسیلی را به حداقل می رساند.

پس چاره کار تنها وعده دادن زمامداران دولت نیست که با وعده های رویایی ، بر روی مشکلات پرده ای بکشند بلکه اقدام و عمل و تهیه طرح جامع لازمه کار است.

وعده دادن آن هم بدون حس عمق فاجعه یک گناه  نابخشودنی است زیرا تا چاره وجود داشته باشد وعده کارساز نیست ، در اینجاست که بیکاری همانند یک بحران جلوه گر میشود اولین شکاف برای فرد بیکار در بنیان خانواده فرد خود نمایی می کند که فرد از تامین نیاز های اولیه زندگی از قبیل خوراک ، پوشاک ، مسکن ، و هزینه های درمانی باز می ماند و فرد دچار یک ناامیدی درونی خواهد شد و در بسیاری از موارد ضعف بیش از حد فرد موجب میشود که به راه های غیر عقلانی روی آورد که یکی از این موارد پایان دادن به زندگی پر از ناامیدی است که فرد را وادار به خود کشی می کند که اخیرا این مورد رو به فزونی است و در بعدی دیگر افراد برای تسکین درد و فراموشی به دام اعتیاد گرفتار میشوند و برای از یاد بردن تمام نا امیدی ها و کوله باری از فشار به مواد و قرص های روانگردان ، برای پنهان کردن ضعف ها و نا امیدی ها به این دسته از مواد مخدر روی می آورندو در اینجا یک درد مشترک جامعه مبدل به درد های بزرگتر در جامعه میشود حتی می توان به پدیدار شدن یک معضل بزرگتر اشاره کرد که از فرط بی کاری و مشکلات مالی ، فرد را مجبور به سرقت اموال دیگران می کند که بیش از پیش پی میبریم که ریشه بسیاری از ناهنجاری های جامعه در کجا نهفته است حال وقتی می توان با یک طرح و برنامه دقیق و برنامه ریزی ریشه بسیاری از مشکلات جامعه را حل کرد ، اقدام در این مورد و عملی کردن آن وظیفه  جدی دولتمردان است که با سرمایه گذاری در بخش های دیگر ذکر شده و شناخت و مطالعه دقیق و هدفمند مشاغل جدید ایجاد کرد تا اینکه باری از دوش مردم برداشت که در طی یک دوره چند ساله می توان به این مهم دست یافت.

خوشبختانه در شهر مهاباد منابع تاریخی و طبیعی زیادی از قبیل دخمه سنگی فقرقا ، معبد برده کونته ، قلات شاه ، قلعه های مدفون در زیر تله ای از خاک ، مسجد جامع ، حمام تاریخی روستای لج ، مسافر خانه دوره قاجار در روستای یوسفکند که به تازگی کشف شده ، حمام میرزا رسول ، حوض خانه های مساجد شهر ، مقبره بداق سلطان و..

و منابع طبیعی همچون غار آبی سهولان ، تالاب کانی برازان ، محدوده ساحلی سد مهابادو…..

که تنها به بخشی از آنها اشاره کرده ایم میتوان با سرمایه گذاری در این بخش ها برای صدها جوان بیکار در سطح شهر شغل ایجاد کرد و حتی منابع آبی و میزان بارندگی سالانه با توجه به کوهستانی بودن شهر و وجود زمین های حاصلخیز با یک برنامه ریزی و مدیریت آبی و کاشت فرصت های شغلی بسیار مناسب و همیشگی ایجاد کرد….

در اینجاست که با احداث کاخانه های زیر مجموعه ای این بخش ها باز فرصت های شغلی دیگر به وجود آورد.

باشد تا مسئولینی دلسوز و صادق در این راه مقدس گام بردارند تا با اجرای آن درد های جامعه را تسکین بخشیده و آینده ای پر از امید و جامعه ای بسازند ، تا هر فرد در جامعه با امید هر چه بیشتر زندگی کند و این مهم نهادینه شود که برای داشتن جامعه ای سالم و سربلند و بخشیدن امید به زندگی هر فرد در راستای آن تلاش کند و با اتحاد و همدلی به سوی تغییری نهادینه پیش برویم و والا ترین هدیه را به کانون خانواده ها تقدیم کنیم که لازمه یک زندگی فرح بخش و رویای شیرین داشتن امید به زندگی است و به امید چنین روزی که داشتن یک زندگی امیدوارانه یک رویای شیرین نباشد بلکه به حقیقتی محض مبدل گردد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *