جمعه , ۲۷ دی ۱۳۹۸

بررسی وضعیت اجتماعی و اقتصادی شهر مهاباد/ به قلم دکتر حسن رشیدی

بررسی و ضعیت اجتماعی و اقتصادی شهر مهاباد ( ۱۳۳۵-۱۳۸۵ )

حسن رشیدی

چکیده

مهاباد شهری تاریخی و با و جهه‌ای فرهنگی بوده که این تحقیق و ضعیت اجتماعی و اقتصادی این شهرستان را با استناد به داده های مرکز آمار ایران و سرشماری های نفوس و مسکن ، بررسی کرده است. سه متغیر مهاجرت، نقش اداری-خدماتی و کالبد شهری مورد تمرکز بوده‌است.

شهر با اعمال برنامه های مدرنیزاسیون پهلوی و هم چنین جذبه خدماتی شهر ( که با داشتن مرکزیت اداری-خدماتی در منطقه همچون یک مادر شهر عمل کرده است ) با سیل مهاجرین به شهر و بروز مسائل شهری مواجه بوده است. ازدیاد مشاغل دولتی و ساختمانی، گسترش کالبد شهر در اطراف هسته قدیمی، ایجاد شهرکها، خیابانها و تملک املاک شهری و تراکم جمعیت در شهر از فاکتور های مورد تحلیل در این دوره بوده است.

ایجاد و گسترش ادارات و سازمان های فرهنگی و اجتماعی و هم‌چنین کاهش اشتغال در بخش کشاورزی و افزایش اشتغال در بخش خدمات از پدیده های ملموس شهر است، اخیراَ بازارچه های کالاهای و ارداتی و کالاهای دست دوم ( تاناکورا ) گسترش یافته و مسیر های ارتباطی داخلی شهر با توسعه شهرکها گسترده همراه شده است.

واژه های کلیدی:

شهر، مهاباد، اداری – خدماتی ، کالبد شهر، اشتغال

مقدمه :

شهر بعنوان سازه انسان متمدن با موضوعات مرتبط با انسان بستگی تنگاتنگ پیدا می‌کند و هر نوع بررسی شهری توجه به شئون مختلف و مؤثر در ایجاد یک شهر را می‌طلبد . «شهر را نوعی خاص از سازمان یافتگی زندگی اجتماعی در انطباق با فضا تلقی می‌کنند که برای آن می‌توان مؤلفه های مشخصی را بیان کرد که مهمترین آنها عبارتند از :‌- نوع معیشت ( اقتصاد ) ۲- نوع زیستگاه ( مسکن ) ۳- نوع مدیریت سیاسی ( رابطه قدرت / فضا ) ۴- نوع تقسیم کار اجتماعی ۵- نوع تقسیم فضا ۶- نوع فرهنگ و روابط انسانی ( فکوهی ، ۱۳۸۳: ۲۸ ) جنبه های متفاوت و ابسته به انسان و ساخته ی انسان در شهر متبلور می‌شود و می‌توان گفت که شهر جایگاهی است که با ابعاد معنوی و مادی و ذهنی و جسمی انسان پیوسته است و فضای که تحت عنوان شهر شکل می‌گیرد متأثر از جنبه های مختلف و جود انسانی قرار می‌گیرد .

در مورد مهاباد و تاریخ آن حرف و احادیث مستند زیاد است ا ما آنچه معلوم و با و اقعیت منطبق است این است که مهاباد در بین اکراد دارای جایگاه و یژه ای است و این جایگاه علی الخصوص مدیون برآورده شدن خواسته سیاسی تاریخی کردهایی است که در مناطق و سیع از خاورمیانه و جهان مستقر ند می‌باشد ( صمدی، ۱۳۷۳: ۱۵۱ و ، بلو، ۱۳۷۹: ۵۵ ) به قولی مهاباد از نظر مکانی از بقایای شهر بسیار قدیمی در زمان مادها و قبل از آن است که دریاس نام داشته و بعدها در زمان صفوی به مکان کنونی اش منتقل شده و بهر حال در اینکه مهاباد بعدها به این مکان منتقل شده بین محققین اتفاق و جود دارد . و لی تشخیص مکان قدیمی اش و علی الخصوص موقعیت شهرویران شده ای که مهاباد از آن باقی مانده و تغییر مکان داده شده است دشوار می‌نماید .

مرکز اداری و سیاسی محدوده و سیعی را شامل بوده است و کلیه شهرهای تکاب ، شاهیندژ ، مرحمت آباد ، میاندوآب ، بوکان ، بانه ، سردشت ، پیرانشهر ، اشنویه و نقده در استان آذربایجان غربی امروز را در حوزه استحفاظی داشته است، امروزه به عنوان شهرستان مهاباد از دو بخش ( مرکزی و خلیفان ) و ۵ دهستان تشکیل شده است که ( ۲۱۵۰ ) روستا را در بر می‌گیرد ( ۲۰۱۰۹۸ ) نفر جمعیت دارد ( سرشماری نفوس و مسکن سال۱۳۸۵ )

شهر مهاباد نیز چون سایر شهرهای ایران از حول سالهای ۱۳۰۰ به بعد در چهره شهر به معنای امروزی آن ظاهر می‌شود . یعنی شهر به عنوان محور زندگی اقتصادی و اجتماعی مطرح می‌شود . و از عوامل و گسترش شهرنشینی در مهاباد مرکزیت اداری و سیاسی می‌باشد که حکمرانی مکانهای فوق الذکر که امروز هر کدام به صورت شهرستانهایی مجزا و دارای توابع می‌باشند ، را داشته است و این روند شهرنشینی در مهاباد را تسرع نموده است . با دارا بودن حوزه استحفاظی چنین و سیع و خود راههای ارتباطی الزامی می‌نماید . محقق در این مقاله به شیوه تحلیل ثانویه و با بهره گیری از اسناد و کتب تاریخی در این زمینه و با اهداف شناسایی و اقعیت اجتماعی اقتصادی شهر در حوزه های اداری، مهاجرت، کالبدشهر و تغییرات حادث شده در بازه زمانی ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ به بررسی پرداخته است.

دوره اول ( بعد از ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۷ ) :

تولید کشاورزی در این دوره ، گندم ، جو ، حبوبات و میوه های جالیزی ( خربزه – هندوانه و … ) را تشکیل داده اند که در این بین گندم از اهمیت زیادی برخوردار بوده است . در فرهنگ مردم ایران مصرف نان بسیار زیاد می‌باشد . برای حفظ و نگهداری گندم به مدت طولانی و جلوگیری از فاسد شدن آن در سال ۱۳۴۹ ساخت سیلوی مهاباد شروع می‌شود و در سال ۱۳۵۲ هـ .ش آماده بهره برداری می‌گردد . ( صمدی، ۱۳۷۳: ۴۳۹ )

با استناد به داده های موجودکشادرزی به عنوان اشتغالزاترین شغل در این دوره مطرح بوده است . با اینکه به تدریج و هر چه از ۱۳۴۵ به ۱۳۶۵ نزدیک می‌شویم از اهمیت و میزان افرادی که در تولید کشاورزی کاسته می‌شود و به بخش های دیگر ( صنعت و خدمات ) و علی الخصوص خدمات افزوده می‌شود . چنانچه در سرشماری سال ۱۳۴۵ بیشترین درصد شاغلین ( ۷/۶۷ درصد ) را بخش کشاورزی در بر می‌گرفت و بخشهای دیگر ( صنعت با ۱/۲۱درصد و خدمات با ۱/۶ درصد ) در رتبه های بعدی واقع می‌شوند ( سرشماری سال۱۳۴۵ )

در زیر مقایسه ای بین میزان اشتغال در بخش های چند گانه فوق الذکر در سالهای ۶۵-۵۵-۴۵ به عمل آمده‌است :

اشتغال

نقاط

کشاورزی تولیدات صنعتی و ساختمانی خدمات
۱۳۴۵ ۱۳۵۵ ۱۳۶۵ ۱۳۴۵ ۱۳۵۵ ۱۳۶۵ ۱۳۴۵ ۱۳۵۵ ۱۳۶۵
شهرستان مهاباد ۷/۶۷ ۸/۵۲ ۶/۴۰ ۷/۱۰ ۷/۲۵ ۵/۲۸ ۵/۲۱ ۱/۲۱ ۳/۳۱
نقاط شهری ۷/۵ ۳ ۲/۵ ۹/۳۲ ۸/۳۹ ۱/۴۱ ۳/۶۱ ۸/۵۶ ۷/۵۳
نقاط روستائی ۹/۸۷ ۶/۷۳ ۶/۷۱ ۲/۴ ۸/۱۹ ۱/۱۷ ۹/۷ ۳/۶ ۳/۱۱
مرجع :‌سرشماری سالهای ۱۳۴۵، ۱۳۵۵ ، ۱۳۴۵ سازمان مدیریت و برنامه ریزی

در نقاط روستائی به طورطبیعی درصد اشتغال مرتبط با بخش کشاورزی بالاتر است و این درصد در نقاط شهری و کل شهرستان کمتر می‌باشد و با توجه به اینکه در سالهای قبل از سرشماری ۱۳۴۵ هنوز تکنولوژی و صنعت غربی بر جوامع شرق و ایران کمتر رواج یافته است درصد اشتغال در بخش صنعت اشتغال در نقاط روستائی به صورت سنتی صورت می‌گردد که ۲/۴ درصد بوده و این مقدار درصد کل شهرستان

۷/۱۰ را نیز کاهش داده است و نقاط شهری ۹/۳۲ می‌باشد . آنچه شایان ذکر است تحولات که در اشتغال بخش صنعت در سرشماری ۱۳۵۵ نسبت به ۱۳۴۵ ایجاد شده است مؤید این مطلب است که اشتغال در صنعت علی الخصوص در نقاط روستائی ( از۲/۴درصد به ۸/۱۹درصد ) یعنی بهره‌گیری از تکنولوژی و صنعت برای تولیدات روستایی و کشاورزی بالا رفته است و شیوه سنتی تولیدات کشاورزی و دامداری و … در نقاط روستایی جای خود را کم کم به صنعت برده است . و نشان می‌دهد که اصلاحات ارضی و برنامه های سیاسی اجتماعی پهلوی کم کم ، به بارنشسته است و لی به قولی همین تغییرات ( از سنتی به صنعتی ) باعث بروز انقلاب می‌گردد

بعلت موقعیت مهاباد که علاوه بر ارتباط با محدوده های توابع خود و در مسیر ارتباط داخل کشور به خارج کشور و اقع شده راههای ارتباطی علی الخصوص در دوره اول مورد بررسی ما در روند شهر نشینی مؤثر و اقع گردیده است . در دوره بعد از ۱۳۴۰ به بعد که حکومت مرکزی توانایی برقرای امنیت را پیدا می‌کند ، مفهوم حاکم نشینی کم کم از بین می‌رود ، ( البته شاید بتوان گفت که علاوه بر موضوع فوق الذکر به علل سیاسی و بعد از تشکیل و انقراض حکومت یک ساله در جمهوری کردستان ، حکومت مرکزی در صدد تضعبف و کوچک کردن محدوده مهاباد برآمد ) در این مرحله خیابانهای اصلی شهر احداث می‌شوند . با احداث خیابانها و و سعت تدریجی محدوده شهر تا اندازه ای مفهوم محلی که مخصوص دوره های قبلی شهرنشینی می‌باشد کم کم منسوخ می‌گردد . قدیمی ترین منطقه مهاباد« باغ سیسه» نام دارد که یک بار هم بر اثر سیلاب و یران شده است و امروزه هم با معماری قدیمی و رو به فرسایش و جود دارد . نهادهای شهری چون شهرداری تأسیس در سال ۱۳۰۷ کنترل شهر را عهده می‌گیرند و ایجاد بافت شهری به معماری امروزی تا حدی ایجاد می‌گردد . به تدریج از اهمیت صنایع دستی و کشاورزی کاسته می‌شود و صنایع امروزی تدریجاً ظاهر می‌شوند اجاره نشینی رواج یافت . با اجرای برنامه های اصطلاحات اراضی و انقلاب سفید حکومت پهلوی مقدمات تغییر ارزشها و تغییر در ساختارهای جامعه گردید و این‌ها از عوامل بروز انقلاب گردیدند تغییر ساختار اجتماعی موجود به عنوان نشانه تحول انقلابی است . همانطورکه« نویمان تغییر ساختاری اجتماعی و نحوه کنترل ثروت اقتصادی را عناصر اساسی فرمول انقلابی می‌داند» ( کوهن، ۱۳۸۱: ۴۵ ) انقلاب ۱۳۵۷ به و قوع میپیوندد و شهرنشینی و عوامل مؤثر بر آن که متأثر از تحولات اقتصادی و اجتماعی می‌باشد . نیز دچار تغییر می‌گردد . بطوری که بخشهای سه گانه اشتغال متأثر از انقلاب فوق الذکر از رشد کمی به نسبت افزایش جمعیت برخوردار می‌گردند . در سال ۱۳۴۵ جمعیت کل شهرستان ۱۵۱۴۱۵ نفر و ۱۹۷۱۵۱ نفر در سال ۱۳۵۵ و در سال ۱۳۶۵ به ۲۸۱۳۴۴ نفر می‌رسد . بطوری که افزایش اشتغال در بخشهای ۳ گانه نسبت به دوره قبل ( ۵۵ – ۱۳۴۵ ) در این دوره از ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۵ بعلاوه در رونق شهری و فروپاشی روابط شهری تولید در و ستا در اثر اصلاحات ارضی دو عامل تعیین کننده روند شهرنشینی به حساب میآیند.

توسعه شهرها مستقل از مازاد روستایی و انحلال تدریجی صنایع دستی رومیانی به عنوان خلاقیت هنری مردمی که بر پایه احتیاجات آها بوجود آمده و تلفیق جالب هنر رومی و صنایع دستی بود را موجب شده بود و کم کم متحمل شده و جای آن را صنایع کارخانه ای و یا و اردات از کشورهای دیگری می‌گیرد . چنانچه پوشاک محلی کردی در زبان محلی کوا و پانتول ، پشتیند ( زنانه و مردانه ) ، پستک ( فرنجی ) ، عمام ( پیچ ) ، کلاه ، کت ، انواع دسمال را که در گذشته تا حدود زیادی توسط مردم و به عنوان صنعتی بومی به شمار می‌رفت در این دوره و بعد از آن کم اهمیت و یا توسط کالاهای کارخانه ای و و ارداتی جایگزین می‌شوند و دیگر به عنوان منبع اشتغال حساب نمی گردد . به علاوه دیگر صنایع دستی که ریسندگی و بافندگی از اهم آن است و اگر در قدیم و به شیوه سنتی نوعی شغل به حساب می‌آمد در این دوره با سرمایه داری ناقصی که بعد از اصلاحات ارضی در حال رواج بود این شیوه های سنتی در صنایع دستی را به نابودی کشانید و دیگر در این بخش اشتغال چشمگیر ایجاد نگردد مثلاً جولا‌ها که انواع سجاد‌ها ( برمال ) و پارچه های لباسی مردانه کردی ( رانک و چوغه ) که نام محلی آن «بوزوو» است به ندرت یافت می‌شوند یا لااقل بعد از سالهای ۱۳۴۵ ، ۱۳۶۰ به شدت کاهش می‌یابند . همچنین بافته های رسمی زنان چون کلاه ، جوراب ، گلیم ( به ره ) و غیره ، دیگر به ندرت مورد استفاده قرار می‌گیرد .ساخت سد مهاباد در سال ۱۳۴۷ ه .ش از چند جهت و رود تکنولوژی نوین و تغییر از سنت به صنعتی و دنیای مدرن را تا حدودی مینمایاند، از یک طرف با زدن سد و تصفیه خانه آب آن یکی از نمودهای بهداشت به شیوه نوین ظهور می‌کند .در سال۱۳۵۶ که کشت و صنعت مهاباد ساخته می‌شود نمونه بارز انتقال از تولید سنتی به تولید صنعتی می‌باشد . البته توجه به روند فعالیت های گذشته و حال کشت و صنعت و اثر آن در اصلاح شیوه سنتی تولید و همچنین ایجاد اشتغال که معمولاً به طور ثابت نبوده است خود تحقیقی جداگانه می‌طلبد .

مهاجرت در دوره اول ( بعد از ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۷ ) :

تحولات حاصل از اصلاحات ارضی در شهر و روستا و ایجاد عوامل تحول در ساخت مالکیت ارضی ، و ابستگی با اقتصاد پولی که از سالها قبل از اصلاحات اراضی رواج یافته بود و مکانیزه شدن کار کشاورزی آزاد شدن نیروی کار روستائی در کنار توجه جدی دولت به شهر طی برنامه های عمرانی بصورت اختصاص بودجه ای به شهرها که از مازاد اقتصاد ملی بدست می‌آید در شهرها هزینه می‌گردید . گسترش صنعت زیرساخت های ارتباط د تجهیزات کیفیت زندگی هم چنین رونق فوق العاده مشاغل ساختمانی ، نیروی کار روستایی آزاد شده بدون مهارت را روانه شهرها می‌کند و علی الخصوص در بخش ساختمان جذب می‌شوند .

تحولات جمعیتی در شهر مهاباد از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵
حجم افزایش در دو سرشماری نرخ رشد سالیانه جمعیت ( درصد ) بعد خانوار تعداد خانوار تعداد جمعیت سال
ـــ ـــ ۵/۵ ۳۶۹۷ ۲۰۳۳۳ ۱۳۳۵
برابر۴۱/۱ ۴۷/۳ ۴۸/۵ ۵۲۱۶ ۲۸۶۱۰ ۱۳۴۵
برابر ۴۹/۱ ۴۱/۴ ۱/۵ ۸۳۴۹ ۴۲۵۹۶ ۱۳۵۵

منبع : نشریات مرکز آمار ایران

در دوره سرشماری ۱۳۴۵ با توجه به اینکه دهستان مرحمت آباد با ۳۴۸۸۶ نفر جمعیت ( ۹/۱۴ درصد جمعیت از کل حوزه این شهرستان ) به حوزه سرشماری شاهین دژ شهرستان مستقل را به نام میاندوآب تشکیل داده است . بهمین دلیل محاسبه های جمعیتی و سایر نسبت‌ها بایستی با اذعان به دین امر صورت گیرد . از سال ۱۳۴۰ به بعد مهاجرت به شهر سرعت می‌گیرد .جمعیت شهر از ۲۰۳۳۳ نفر در سال ۱۳۳۵ به ۲۸۶۱۰ نفر در سال ۱۳۴۵ و ۴۲۵۹۶ نفر در سال ۱۳۵۵ می‌رسد و سرشماری نفوس و مسکن شهرسازی مهاباد ۵۵ و ۱۳۴۵ که میزان افزایش از سال ۱۳۴۵ ، ۱۳۵۵ ، ۱۳۹۸۶ نفر بوده است . در ابان ۱۳۴۵ در شهرستان مهاباد ۸/۹۶ درصد از جمعیت را متولدین خود شهرستان تشکیل داده اند . در آبان ۱۳۵۵ ، ۱/۹۳ درصد از جمعیت این شهرستان و ۴/۳ درصد را متولدان شهرستان های دیگر استان و ۴/۳ درصد را متولدان دیگر استان های کشور تشکیل می‌داده اند . و ۱/۰ درصد از جمعیت این شهرستان نیز در خارج از کشور تولد یافته اند . همچنانکه دیده می‌شود از جمعیت سال ۱۳۵۵ نسبت به جمعیت سال ۱۳۴۵ ، ۷/۳ درصد را مهاجرین ( درون استانی و برون استانی ) تشکیل می‌دهد که می‌توان گفت شهرستان مهاباد مهاجر پذیر بوده است . میزان شهرنشینی در این شهرستان در آبان ۱۳۵۵ برابر ۸/۳۲ درصد می‌باشد . این میزان در آبان ۱۳۴۵ برابر ۱/۲۵ درصد بوده است . و این در حالی است که نرخ سالانه جمعیت از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ : ۴۱/۴ درصد بوده است که علاوه بر رشد جمعیت خود شهر ۲۹/۳ درصد را مهاجرین تشکیل داده اند . توان شهر در پذیرش و جذب مهاجر نه در اثر توسعه صنایع کارخانه ای نبوده است چون همچنانکه ذکر شد بجز کشت و صنعت و سد مهاباد که در این دوره ساخته شده است کارخانه ای دیگری جهت ایجاد اشتغال ساخته نشده است و رشد خدمات در شهر است که باعث جذب مهاجران از روستا به شهر بوده است . همچنین مازاد نیروی کار که در اثر و ارد شدن صنعت به تولید در روستا گریزگاهی جذاب تر از شهر ندارد . به علاوه با افزایش جمعیت لزوم آموزش آنها و همچنین با ازدیاد ادارات و بانکها و افزایش کارکنان بخش اداری باید از عوامل مهاجرت به شهر مهاباد می‌توان در آن دوره قلمداد کرد . با و رود مهاجران بر محدوده های شهر افزوده گردیده و کوی های دیگری در شهر ایجاد می‌گردد، به عنوان مثال در سال ۱۳۵۵ تعاونی مسکن فرهنگیان مهاباد به تعداد ۱۲۰ قطعه زمین را به کارکنان آموزش و پرورش و اگذار می‌کند و با خرید زمینهای کشاورزی منطقه مشهور به تپه قاضی را به حوزه شهر می‌افزاید . البته سایر ادارات و ارگانها و حاشیه نشینان شهر مناطق را به شهر دخول کرده اند . به هر حال چنین مناطقی معمولاً بدون بهره از امکانات شهری توسعه یافته اند و پلها و امکانات شهری چون آب و برق و تلفن و راه و … را نیز برخوردار گشته اند .

نقش اداری– خدماتی شهرمهاباددردوره اول ( بعداز۱۳۳۵ تا ۱۳۵۷ ) ‌:

شهر مهاباد در حدود ۵۶۰۰ کیلومتر مساحت دارد و از نظر تقسیمات کشوری تابع استان آذربایجان غربی است ( سرشماری نفوس و مسکن، ۱۳۴۵ ) در سرشماری ۱۳۴۵ دهستان مرحمت آباد و توابع آن از حوزه مهاباد جدا شده است . شهرستان مهاباد علاوه بر شهر مهاباد دارای شهری دیگر به نام بوکان بوده است و این محدوده در سرشماری بعدی ( ۱۳۵۵ ) نیز ثابت بوده است . شهرستان مهاباد در این دوره مرکز اداری خدماتی ۲ شهر مهاباد و حومه و شهر بوکان و حومه را داشته است ( دارای دو بخش و ۶دهستان ) در این دوره کلی فعالیتهای بهداشتی، درمانی، آموزشی، ورزشی، ‌اداری، ‌فرهنگی و تجارت مناطق فوق الذکردر شهر مهاباد متمرکز بوده است .

اولین دبستان به شیوه نوین در شهرستان مهاباد در سال ۱۳۳۵ ه.ق ( دبستان سعادت ) توسط فرماندار تبریز ( مکرم الملک قائم مقام طباطبائی ) ساخته شد . در سال ۱۳۰۵ زمانی که قاضی محمد ( رئیس جمهور حکومت جمهوری مهاباد ) ریاست فرهنگ را بر عهده داشت دو باب دبستان دیگر اضافه گردید ( دبستان پهلوی و دبستان پرماس ( پروانه ) در زیر به ترتیب دبستان و دبیرستانهای تشکیل شده تا سال ۱۳۵۵ می‌آید :

تا سال ۱۳۰۵ بودجه فرهنگ شهرستان مهاباد از محل ۲۵ ٪ عواید اداره گمرک اداره می‌شد و از این تاریخ به بعد بودجه دولتی استفاده می‌شد . و تا سال ۱۳۰۵ کلیه امور اداره فرهنگی تحت نظارت اداره فرهنگ تبریز اداره می‌شد و از آن تاریخ به بعد فرهنگ مهاباد تابع اداره فرهنگ ارومیه گردیدبهرحال بجز و قفه ای که در تشکیل حکومت جمهوری کردستان در سال ۱۳۲۴ نظارت بر اداره فرهنگ مهاباد بارها بین ارومیه و تبریزدست به دست شد . در زمینه مسائل آموزش و پرورش ، دانش سرای مقدماتی دخترانه در مهر ۱۳۴۷ با یک کلاس ۳۰ متری شروع به کار کرد که از شهرهای مهاباد ، میاندوآب ، شاهین دژ ، اشنویه ، سردشت و بوکان در آن تحصیل می‌کردند .

طب سنتی از قدیم الایام و با استفاده از داروهای گیاهی در مهاباد و جود داشته و از هشتاد ، نود سال پیش، گاه و بیگاه پزشکان میسیونر مسیحی در مهاباد حضور داشته اند، سیاست اصلی میسیونری هر چه باشد بیشتر از پزشکان در کمال صداقت و صمیمیت به مردم خدمت کرده اند ( صمدی، ۱۳۷۳: ۳۹۶ ) در سال ۱۳۰۹ بیمارستانی که سابقاً‌بیمارستان شیر و خورشید سرخ خوانده می‌شد در انتهای خیابان آیت ا… طالقانی امروزه ساخته شد . این بیمارستان دارای ۶۰ تخت پذیرش بیمار بوده است و در سال ۱۳۳۷ تغییراتی در آن داده شد و قسمتهایی به آن اضافه گردید .در سال۱۳۴۶ ساختمان اداری دفتر جمعیت شیر و خورشید سرخ مهاباد تأسیس و آماده بهره برداری گردید .مرکز مبارزه با سل مهاباد در سال ۱۳۴۳ افتتاح شد و به معالجات بیمارستان از سالهای ۱۳۰۰ به بعد همزمان با اکثر شهرهای ایران با تأسیس هر و زارت خانه اداره مربوط به آن در شهرستان مهاباد تأسیس می‌شود .

تعداد مشاغل دولتی از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ افزایش چشمگیری را نشان می‌دهد . در سال ۱۳۴۵ شاغلین در بخش برق ، گاز ، آب و خدمات بهداشتی ۴/۰ درصد بوده است که در سال ۱۳۵۵ شاغلین بخش برق ، آب ، گاز ؤ خدمات بهداشتی ۰/۱ ٪ کل شاغلین می‌رسد . شاغلین در بخش ساختمان از ۱/۶ درصد شاغلین در سال ۱۳۴۵ به ۱/۱۹ درصد کل شاغلین در سال ۱۳۵۵ رسیده است .

رادیو و صدا و سیمای مرکز مهاباد در گذشته فعال بوده ، رادیو مهاباد را در سالهای ۱۳۲۴ ( ۱۹۴۵م ) و در زمان جمهوری کردستان در مهاباد تأسیس شد و در سال ۱۳۲۶ بعد از سقوط جمهوری حکومت و قت رادیو مهاباد را بست کار رسمی و امروزه آن از سال ۱۳۴۸ آغاز شد. ( صمدی، ۱۳۷۳ )

شهر مهاباد در کالبد فعلی توسط صارم بگ از ملوک کُرد ساوجبلاغ مکری در اوایل قرن ۱۱ هجری در بخش شمال نزدیک به خم رودخانه مهابد ( محلات باغ سیسه و دباغیان ) فعلی بنا گردید ، و قوع سیل و خرابی محل قدیمی باعث انتقال خانه‌ها به قسمت های جنوبی و ایجاد محلات تازه در حوالی میدان چهارچراغ ( شهرداری فعلی ) گردیده است . بعدها بداق السلطان حکمران مهاباد بعد از صلح با شاه سلطان حسین شهر متروک شده سابلاغ را بار دگر آباد ساخت و در دوره قاجاریه مهاباد بعلت موقعیت سرحدی و ارتباط دارای اهمیت بود که موجب رونق و آبادانی آن گردید . در دوران قاچاری از شهرهای مختلف ایران و کشورهای همسایه تجار و بازرگانان به مهاباد فعلی آمده و در سراها و کاروانسراهای متعددس از جمله سرای موصلیان ، کریمخان ، کاشی‌ها ، فراقی‌ها و … کاروانسراهای سیمون ، همدانی‌ها ، تاجر باشی ، کوسه و … نسبت به مبادله کالا و مالالتجاره و ارده از شام و بیروت و عراق و توزیع آن در داخل کشور و از طرفی صدور کالاهای داخلی به کشورهای همسایه و بخصوص عراق می‌پرداختند .

کالبد شهر در دوره اول ( بعد از ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۷ ) ‌:

رشد کالبدی شهر مهاباد از هسته اصلی مناطق که از قدیم الایام بوده است . در این دوره سرعت افت و این رشد در اراضی مزروعی چسپیده به شهر صورت گرفت . خیابان و ادارات و تأسیسات و سازمانهای دولتی و کشت و صنعت ، سد ، رادیو تلویزیون ( ادارات دولتی ) نماینگان نظم قضایی نوین در شهر مهاباد می‌باشند ، آسفالت خیابانهای موجود داخل شهر و جاده های ارتباطی با مناطق و شهرهای دوروبر شروع شده و فضای کالبدی نوین شهری شکل یافته است . بی شک شهری که قدمت آن حداقل به دوران صفوی توسط بوداق السلطان در سال۱۰۳۸ه. ق در اواخر حکومت شاه عباس و تحت نام« ساوجبلاغ مکری» بر می‌گردد و ریشه های آن به هزاره های قبل و دوران مادها بر می‌گردانند دارای بافت شهری کهن می‌باشد . و کالبد نوین که در حال استقرار می‌باشد در کنار و در بطن آن باید رشد یافته باشد چون این رسم تاریخ است که اغلب عناصر برجسته دوره های قبلی در این دوره کم کم دچار تحول می‌شوند و یا با تغییر عملکرد مواجه می‌شوند . ( بازار ، حمام و بعضی کارگاهها و خانه‌ها و … ) بافت شهری که در دوره های پیشین به عنوان خانه های مسکونی ، بازار و سازمانها ی دولت کاربرد داشت

در این دوره به عنوان بافت شهری یا در حال تخریب و یا نوسازی می‌گردد .در سال ۱۳۵۵ در شهرستان مهاباد از کل و احدهای مسکونی خانوارهای معمولی ساکن ۷/۵ درصد با مصالح با دوام ( اسکلت فلزی، آجر و آهن، سنگ و آهن ) ، ۹/۳۳ درصد با مصالح ساختمانی نیمه با دوام ( آجروچوب، سنگ و چوب و بلوک سیمانی ) ، ‌/۶۰درصد با مصالح ساختمانی کم دوام ( چوب، خشت و چوب، خشت و گل ) و ا/۰درصد با مصالح ساختمانی بی دوام ( حصیر، چادر ) ‌ساخته شده است . در دوره قبل ( سرشماری۱۳۴۵ ) اکثر و احدهای مسکونی شهرستان کم دوام بوده اند ( خشت و چوب۶۱/۴۵ درصد ) و ( ‌خشت و گل ۲/۲۷ درصد ) ( ‌سرشماری نفوس و مسکن ۴۵ و ۵۵ )

«خیابان یکی از فضاهای شهری است که تاریخی به قدمت شهرها دارد ، خیابان محل اصلی تفریح و گشت و گزار عابران است . زیرا کناره های آن زنجیره ای از نمایشهای کوچک صحنه های روزمره را عرضه می‌کند ، خیابانها عرصه ای برای بیان شهری به حساب می‌آید ( احساسهای جمعی و شادی ، غم و خشم و … ) بیش از هر جا در « زبان خیابان » در می‌آیند ، همچنین خیابانها کارکردی مشخصاً سیاسی دارد و مکان بیان عقاید و آرام در هیچ جایی بهتر از خیابانها محلی برای حضور و انعکاس خود نمی یابند» ( فکوهی، ۱۳۸۳: ۳۱۲ – ۳۱۴ ) با احداث خیابانها و ادارات و سازمانهای دولتی بر ارزش زمین‌ها و ساختمانهای هم جوار آنها افزوده گردیده و ارزش مبادلات بیشتر می‌گردند .

ترمینال شهری که پایانه حمل و نقل مسافر بین شهری می‌باشد در جوار بازار و مرکز شهر ایجاد شده است . و ترمینال روستایی نیز مکان مشخص نداشته و در مکانهای مختلف شهر و در زمانهای مختلف استقرار داشته است .به علت مرغوبیت زمین های نواحی بازار باعث گرایش شدید استقرار ادارات ، بانکها ، تجارت خانه‌ها و مغازه‌ها در این ناحیه شده است و تمرکز در دوره های قبلی در این مناطق شدید گردیده است . بطوریکه در امتداد خیابان های جمهوری اسلامی ، سید نظام ، طالقانی ، بلوار توحید و جام جم ادارات ، بانکها و سازمانهای دولتی و مغازه‌ها و فروشگاههای دولتی گسترش یافته و هسته اصلی شهر و محله های قدیمی شهر در بین تقاطعات خیابانها شکل گرفته و و شمایلی چهار گوش را شکل داده است . در اطراف آن و بطرف حاشیه های شهر و در زمینهای مزروعی بندرت شهرکها شکل گرفته ، در زیر چند شهرک که توسط تعاونی مسکن فرهنگیان دراین دوره احداث شده می‌آوریم :‌

تاریخ و اگذاری نام شهرکها تعداد قطعات
۱۳۳۵ تپه قاضی ۱۲۰
۱۳۵۸ شهرک فرهنگیان ۶۸۵

منبع:بایگانی شرکت تعاونی مسکن فرهنگیان مهاباد

متقاضیان اراضی و ساختمانهای شهری ، در این دوره اکثراً روستائیان شهرستان می‌باشند که برای کسب درآمد و شغل یا کسب کافی در شهر ماندگار شده اند . به غیر از روستائیان کارمندان دولت نیز در زمره متقاضیان اراضی و ساختمانهای جدید جای دارند .

به علاوه بعلت موقعیت قومی ، سیاسی و جذب ظاهری و تاریخی شهر مهاباد معمولاً از شهرهای دیگر کردستان ایران به این شهر مهاجرت نشین توابع آنها به شهر مهاباد مهاجرت صورت می‌گردد .

بهرحال خانه هایی که به مهاجران روستایی تعلق دارد از کیفیت متوسط نیز پائین تر است و شهرسازی ایم مناطق بر اساس نقشه قبلی صورت نگرفته است و امروزه اجرای طرحهای جامع را با مشکلات مواجه کرده است

در زیر به مقایسه نحوه تصرف و احدهای مسکونی در مناطق شهری و روستائی در سالهای ۱۳۴۵ و ۱۳۵۵ می‌پردازیم .

مناطق ملکی اجاره ای رهنی مجانی اظهارنشده
عرصه و اعیان اعیان
۱۳۴۵ ۱۳۵۵ ۱۳۴۵ ۱۳۵۵ ۱۳۴۵ ۱۳۵۵ ۱۳۴۵ ۱۳۵۵ ۱۳۴۵ ۱۳۵۵ ۱۳۴۵ ۱۳۵۵
شهرستان ۴۸ ۷/۷۸ ۷/۱۱ ۵/۱ ۴/۳۶ ۲/۱۴ ۰ کمتراز۱/۰ ۰ ۱/۵ ۰ ۴/۰
مناطق شهری ۱/۴۵ ۵/۵۷ ۸/۳ ۸/۰ ۹/۴۳ ۷/۲۴ ۰ ۱/۰ ۰ ۶/۶ ۰ ۲/۰
مناطق روستائی ۱/۴۹ ۹/۹۱ ۹/۱۴ ۰/۲ ۴/۳۳ ۳/۱ ۰ کمتراز۱/۰ ۰ ۲/۴ ۰ ۶/۰

منبع :‌سرشماری نفوس و مسکن سالهای ۱۳۴۵، ۱۳۳۵

با افزایش چشمگیر مهاجرت به شهر از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ و هم چنین توسعه زمین شهری تملک در سطح شهرستان از ۴۸ درصد به ۷/۷۸ درصد رسیده است . تراکم جمعیت در کل شهرستان از ۲۷ نفر در سال ۱۳۴۵ به ۲/۳۵ نفر در سال ۱۳۵۵ رسیده است . که بی شک این تراکم در نقاط شهری بسی بیشتر بوده است :

سال ۱۳۳۵ ۱۳۴۵ ۱۳۵۵

جمعیت ۲۰۳۳۲ ۲۸۶۱۰ ۴۴۰۶۷

چنانکه دیده می‌شود افزایش جمعیت شهر مهاباد از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ به بالغ از ۵/۱ رابر می‌رسد . و این نیاز به مسکن است که در این دوره بخصوص بعد از این دوره شاهد شکل گیری شهرکهای جدید در امتداد حاشیه های شهر هستیم .

در ساوجبلاغ ( مهاباد فعلی ) از آب قنات ، چشمه ، چاه و جوی‌ها برای آب مشروب استفاده می‌گردد و مسجد و حمام هم از آب قنات و چشمه‌ها بهره می‌گردید و در اغلب منازل و مساجد قنات و چاه شخصی و جود دارد ( بالکی، ۱۳۸۳، ۱۴۴ ) و لی اولین لوله کشی آب در سال ۱۳۴۰ در شهر مهاباد شروع به کار کرد و تصفیه خانه و آب مهاباد نیز در سال ۱۳۵۳ شروع به کار کرد .

در سرشماری آبان ۱۳۴۵ ، ۴ درصد از و احدهای مسکونی دارای لوله کشی آب و داخل ساختمان اعلام شده است که این نسبت در نقاط شهری به ۴/۱۸ درصد می‌رسد . در شهرستان مهاباد آب مورد استفاده خانوارها در و احدهای مسکونی به ترتیب اهمیت از چشمه و چاه تأمین می‌شد و در نقاط شهری آب مورد استفاده خانوارهای ۵/۳۸ درصد از و احدهای مسکونی از چاه و در نقاط روستائی آب مورد استفاده خانوارهای ۵۲ درصد از و احدهای مسکونی از چشمه و ۵/۲۲ درصد از و احدهای مسکونی از چاه تأمین می‌شد . آب مصرفی و احدهای مسکونی خانوارهای ساکن در شهرستان مهاباد در سال ۱۳۵۵ به شرح زیر است .

منابع آب جمع مناطق شهری مناطق روستائی
تعداد درصد
جمع ۲۷۴۷۹ ۰/۱۰۰ ۸۸۰۵ ۱۸۶۷۴
مخزن عمومی ۹۸۰۹ ۷/۳۵ ۷۴۸۲ ۲۳۲۷
چاه ۶۱۲۳ ۳/۲۲ ۱۰۷۹ ۵۰۲۶
قنات ۷۲۱ ۶/۲ ۱۵ ۷۰۶
رودخانه ۲۶۸۱ ۸/۹ ۲۲ ۲۶۵۹
چشمه ۸۰۸۱ ۴/۲۹ ۱۷۴ ۷۸۹۸
دیگر ۶۳ ۲/۰ ۵ ۵۸

منبع : سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۵۵ هـ . ش

نوع سوخت مصرفی خانوارها در این دوره نفت ، هیزم و زغال و سوخت حیوانی بوده است که خانوارهای مناطق شهری نسبت استفاده از نفت و دیگر سوختهای بیشتر بوده است و خانوارهای مناطق روستایی علاوه بر نفت و دیگر سوخت‌ها از هیزم و زغال نیز استفاده شده است.

دوره دوم ( بعد از۱۳۵۷ تا ۱۳۸۵ ) ‌:

در دوره دوم شهر نشینی شهرستان مهاباد که به جز دو سال آن بقیه در دوران انقلاب اسلامی و حکومت جمهوری اسلامی ایران و اقع شده است . شهرستان مهاباد چون سایر مناطق ایران افزایش جمعیت داشته است ( البته کاهش جمعیت شهرستان در سرشماری سال ۱۳۷۵ه . ش ناشی از جدا شدن مناطقی از حوزه استحفاظی مهاباد است ) این افزایش جمعیت ناشی از ارتقاء و ضع بهداشتی مردم ( و در نتیجه پائین آمدن مرگ و میر ناشی از آن و از طرف دیگر عدم کنترل جدی زاد و و لد ( به دلیل نگرش سنتی ، مذهبی و هم چنین علی الخصوص در اوایل این دوره عدم آگاهی کافی مردم بعلاوه نوع نگرش سیستم حاکم مبنی بر افزایش زاد و و لد با مقاصد سیاسی ) بوده است . و در کل جون این افزایش جمعیت از یک سو با مکانیز اسیون بخش کشاورزی همراه بود به شهر سرازیر گشته و از طرفی دیگر چون به زیرساختهای ایجاد اشتغال در شهر نیز توجه نشده است بیکاری و اشتغال کاذب به میزان زیادی افزایش یافت . تعداد جمعیت از ۱۹۷۱۵۱ نفر در سال ۱۳۵۵ به ۲۸۱۳۴۴ نفر در سال ۱۳۶۵ رسیده است . و لی در سال ۱۳۷۵ علاوه بر جدا شدن شهرستان بوکان و توابع تغییرات دیگری در حوزه استحفاظی شهرستان مهاباد ایجاد گردید . در مهر ماه ۱۳۶۵ علاوه بر شهر مهاباد ، شهر بوکان در حوزه این شهرستان با مهاباد باقی مانده است و دارای ۲ بخش و ۷ دهستان و مجوعاً ۴۷۷ آبادی بود و لی در آبان ۱۳۷۵ شهرستان مهاباد دارای ۱ شهر ( شهرستان بوکان از آن جدا گردید ) و ۵ دهستان و ۲۱۵ آبادی گردید . یعنی علاوه بر شهر بوکان در مجوعه دو دهستان و ۲۶۲ آبادی از مهاباد جدا شده و حوزه استحفاظی شهرستان مهاباد کوچکتر گردید.

مکان

سال

زن مرد ساکن شهرستان
نقاط شهری نقاط روستائی
۱۳۵۵ ۹۳۶۴۷ ۱۰۳۵۰۴ ۶۴۶۴۶ ۱۳۲۵۰۵ ۱۹۷۱۵۱
۱۳۶۵ ۱۳۸۰۹۵ ۱۴۳۲۴۹ ۱۴۳۱۷۶ ۱۳۸۱۴۴ ۲۸۱۳۴۴
۱۳۷۵ ۸۱۷۹۷ ۸۹۸۲۷ ۱۰۷۷۹۹ ۶۳۷۹۴ ۱۷۱۶۲۴
۱۳۸۵ ۹۸۷۲۵ ۱۰۲۳۷۳ ۱۳۵۹۷۱ ۶۵۱۲۷ ۲۰۱۰۹۸

سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۸۵-۷۵-۶۵-۱۳۵۵

جمعیت شهرستان مهاباد در سال ۱۳۶۵ نسبت به دوره قبل نزدیک به ۵/۱ برابر افزایش یافته است . با توجه به افزایش نرخ رشد جمعیت از ۶۵ تا ۷۵ اگر تغییرات جغرافیایی حوزه استحفاظی مهاباد کوچکتر نمی گردید جمعیت مهاباد در سال ۱۳۷۵ به حدود ۰۰۰/۴۲۰ نفر و در سال ۱۳۸۵ به بالای ۰۰۰/۶۳۰ نفر می‌رسید . و لی هم چنانکه آمد با توجه به جدا شدن شهر بوکان و دو دهستان و روستاهای مذکور در سال ۱۳۷۵ شهرستان مهاباد نسبت به سال ۱۳۶۵ جمعیت کمتری داشته است. جمعیت شهر مهاباددر دوره های سرشماری ( ۱۳۶۵، ۱۳۷۵و۱۳۸۵ )

سال تعداد جمعیت تعداد خانوار بعد خانوار نرخ رشد سالیانه جمعیت ( درصد ) حجم افزایش در دو سرشماری
۱۳۵۵ ۴۲۵۹۶ ۸۳۴۹ ۱/۵ ۴۱/۴ ۴۹/۱
۱۳۶۵ ۷۴۷۶۳ ۱۳۹۶۹ ۳۵/۵ ۵/۵ ۷۶/۱
۱۳۷۰ ۹۸۱۰۰ ۱۸۳۰۲ ۳۶/۵ ۴۵/۵ ۳۱/۱
۱۳۷۲ ۱۰۹۰۲۰ ۲۰۳۲۸ ۳۶/۵ ۵/۴ ۱۱/۱
۱۳۷۸ ۱۴۱۹۷۰ ۲۶۴۸۷ ۳۶/۵ ۵/۴ ۳۰/۱
۱۳۸۲ ۱۷۰۱۱۶ ۳۱۷۳۸ ۳۶/۵ ۴/۴ ۲۰/۱
۱۳۸۴ ۱۸۳۳۰۰ ۳۴۱۹۸ ۳۶/۵ ۴/۴ ۲۹/۱

منبع :‌نشریات مرکز آمار ایران

افزایش بی رویه تراکم جمعیت و ساختمان و رشد انگلی شهرها ، نتایج زیانباری نظیر تخریب منابع طبیعی ، ‌محیط زیست ، میراث فرهنگی و خطر ناشی از بلاهای طبیعی را به همراه داشته است ، توسعه شهری زمانی از این مشکلات رهایی میابد که در طول زمان شهر از نظرزیست محیطی قابل سکونت و از نظر اقتصادی با دوام و از نظر اجتماعی همبسته ای را تشکیل دهد ، ساخت اقتصاد شهری قوی و شهر قابل زندگی از نظر زیست محیطی باید با تلاشهایی جهت حفظ گروههای اجتماعی موجود و ارائه شکل نوین اداره شهر و کنترل آن در دست هم داده تا بتواند همبستگی و انسجام اجتماعی را حفظ کند( بنی فاطمه ، ۱۳۸۵: ۶۲ ) ‌در این دوره مراکز اداری و سازمانها و بانکها دولتی و هم چنین صدا و سیما و سایر مؤسسات گسترش یافتند و لی از نظر اشتغالزایی در بخشهای صنعتی و کارخانه ای علاوه بر اینکه کار جدی صورت نگرفته است اغلب کارگاهها و مؤسسات صنعتی کوچکتر نیز بجای انجام تولیدات صنعتی و مهیا کردن اشتغال نیروی کار به امور خدماتی و علی الخصوص تالارهای عروسی و غیره تبدیل شده اند . و لی باید گفت که بیش از پیش صنایع سنتی و بومی از بین رفته البته جای آن را و اردات کالاهای خارجی گرفته است . بطوری که در شهر بازارچه کالاهای و ارداتی تأسیس گردید و هم چنین بازار بزرگ پوشاک و … دست دوم ( تاناکورا ) کشورهای غربی که اغلب بصورت قاچاق و ارد کشور میشوند . و در کل این صنایع و کالای خارجی است که به مصرف می‌رسد و روز به روز از کاربرد صنایع ایرانی ، محلی و سنتی کاسته میگردد . و موضوعی که در دوره قبل به آن اشاره گردید مبنی بر تضعیف سنت و فنا پذیری و بقای مدرنیته و تجدید در این دوره بیشتر جامه عمل پوشید . و در زمینه ارتباط داخل شهرستان تا اواخر دوره ( سال ۱۳۸۵ ) اغلب راههای ارتباطی به مراکز دهستانها آسفالت گردیدند . و در سطح شهر نیز تقریباً اغلب محله‌ها و شهرکها آسفالت شدند . و اما ارتباط بین شهری بر محورهای راههای قدیمی ایجاد شدند و لی همانطور به صورت قدیمی گسترش یافتند . از اهم راهها می‌توان به مسیر مهاباد – میاندوآب در اتصال مهاباد به پایتخت ( تهران ) و مهاباد به ارومیه در اتصال مهاباد به مرکز استان ( ارومیه ) دارای اهمیت بیشتری است . و با دایر شدن مسیر کمربندی موسوم به سه راه دارلک ( که از ۲۰ کیلومتر مانده به مهاباد بر روی مسیر مهاباد – میاندوآب به مسیر دیگر مهاباد – ارومیه و صل گردید و به نوعی از ارتباطات داخلی و خارجی از طریق شهر مهاباد کاست و از موقعیت استراتژیک ارتباط مهاباد در اتصال مهاباد به داخل و خارج کشور کاسته شد . بهر حال شهر در مسیر مهاباد به میاندوآب که به منزله ارتباط به داخل کشور می‌باشد توسعه یافته و از طرف دیگر که محور مهاباد ارومیه نیز چند شهرک شکل گرفته و شهر توسعه یافت . «رشد شهرنشینی در ایران را می‌توان با نظریه رشد « روستو » ( جامعه سنتی ، انتقالی ، خیز ، بلوغ و مصرف انبوه ) مقایسه کرد ؛ یعنی دوره ۳۰-۱۳۰۰ که اقتصاد سنتی شکسته می‌شود ( جامعه سنتی ) و سرمایه داری و ابسته از طریق صنعت نفت و روابط پولی رسوخ می‌کند ( دوره انتقالی ) ‌شهر در دوره سنتی بیشتر کارکرد سیاسی و ارتباطی دارد ، ایران پس از دوره انتقالی در دوره خیز ( ۵۷- ۱۳۴۰ ) به سرمایه داری جهانی می‌پیوندد و برای انجام این امر زیربناهای لازم جهت استقرار کامل نظام سرمایه داری ایجاد میشود تا به دوره بلوغ برسد . در دوره خیز علاوه بر کارکرد موجود کاکرد صمعنی نیز به طور و سیعی به شهرها افروده می‌شود . رشد شهرنشینی در ایران در دوره خیز بعلت رابطه شدید مرکز – پیرامون و توسعه برون زا که ناشی از دلارهای نفتی و راهبردهای جایگزینی و اردات بود موجب تقویت نظام تک شهری ابرشهر تهران و مادر شهرهای ناحیه ای می‌شود ، در نتیجه شهرهای پیرامونی از امکانات و جمعیت تهی میماند» ( زیاری، ۱۳۸۳: ۹۸ )

نقش اداری و خدماتی شهر در دوره دوم ( بعد از ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۵ هـ . ش ) :

در دوره سرشماری ۱۳۶۵ مرکزیت اداری – سیاسی و خدماتی شهر بوکان را نیز علاوه بر شهر مهاباد دارا بود.شهرستان مهاباد دارای ۷ دهستان مشتمل بر ۴۲۹ آبادی بوده است . و لی در دوره دوم این مرکزیت به یک شهر ( مهاباد ) و ۵ دهستان دارای ۲۱۵ آبادی محدود می‌شود.

شهرستان مهاباد با و سعت ۵۸۳/۲۵۹۲ کیلومتر مربع حدود شهرستان مهاباد در ۱۱۹ کیلومتر مرکز استان آذربایجان عربی و در بین شهرستانهای نقده ، اشنویه ، سردشت ، بوکان و میاندوآب قرار گرفته و از شما به دریاچه ارومیه محدود می‌گردد .این شهر دارای ۲ بخش بنامهای بخش مرکزی و بخش و دارای ۵ دهستان می‌باشد ( ضمیمه۱۰ ) در اوایل این دوره ( اوایل انقلاب ) احزاب کردی در منطقه فعال بودند و بعضاً کنترل شهر را در دست می‌گرفتند و لی بعدها دولت توانست کاملاً در شهرستان استقرار یابد و امیت را برقرار نماید که چگونگی این موضوع خود تحقیقی جدا گانه است . می‌توان گفت که اغلب ادارات که در دوره قبل تأسیس شده بود در این دوره گسترش یافتند و با کنترل بیشتری بر امورات مرتبط یافتند و سازمانی توسعه پیدا کردند .

بیمارستان مهاباد در اواخر این دوره بعلت توسعه بیمارستانی در شهرهای همجوار علی الخصوص مرکز استان ( ارومیه ) اهمیتی که گذشته خود را نداشت علاوه بر این در این دوره خدمات بهداشتی و درمانی با تأسیس چندین درمانگاه در نقاط مختلف شهر گسترش یافت .

در مهر ماه ۱۳۶۵ در نقاط شهری، شهرستان مهاباد ( ۴۰ ) نفر و در نقاط روستایی این شهرستان ۲ نفر پزشک سرشماری شده است . با توجه به جمعیت ساکن در این شهرستان ، به ازای هر ۶۶۹۸ نفر جمعیت۱نفر پزشک سکونت داشته است.این نسبت در نقاط شهری ۳۵۷۹ و در نقاط روستایی ۶۹۰۷ بوده است . هم چنین در این شهر ۳۴ نفر دندانپزشک و ۶ نفر دارو ساز و جود داشته است . بعلاوه در سرشماری سال ۱۳۸۵ هـ .ش تعداد بیمارستانهای شهرستان ۲ و تعداد خانه بهداشت ۶۰ و تعداد مرکز در مانی روستایی ۸ عدد آمده است ( سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۶۵ ) ( ضمیمه۱۱ ) از نظر خدمات آموزشی و فرهنگی مهاباد به عنوان شهری دانشگاهی و فرهنگ دوست شناخته می‌شود . که کلنگ دانشگاه پیراپزشکی آن در دوره های قبل زده شده و لی هنوز بعللی نامعلوم و مبهم احداث آن شروع نگردیده است در سال ۸۰-۱۳۷۹ در دانشگاه پیام نور مرکز مهاباد ۹۵۵ دانشجو ( ۰۳/۹ درصد از کل دانشجویان پیام نور استان ) مشغول به تحصیل بوده اند . در همان سال دانشگاه آزاد اسلامی و احد مهاباد ۲۸۵۲ دانشجو ( معادل ۱۵/۲۸ درصد از دانشجویان دانشگاه آزاد استان ) مشغول به تحصیل بوده اند . بعلاوه دانشکده های مختلف دانشگاه آزاد در حال گسترش بوده و در مقطع فوق لیسانس چند رشته نیز دانشجو جذب می‌کند.

در این دوره اغلب اداره جات با شیوه مهندسی نوین سلخته شده اند و بعضی از ادارات نوسازی شده اند همچنانکه اداره ثبت و احوال ساختمان قدیمی را تخلیه و در ساختمان اداری تازه تأسیس استقرار یافته است . و شهرداری مهاباد علاوه ساختمان قدیمی و اقع در میدان مرکزی ( میدان شهرداری ) ساختمان اجتماعات شهرداری را نیز با بهر گیری از معماری و مهندسی ساختمان نوین ساخته است . سایر ادارات و سازمانهای دولتی و بانکها ساخته شده در این دوره به شیوه مهندسی و معماری نوین با استفاده از مصالح با دوام تأسیس شده اند . خیابانها و کلیه ساخت فضایی شهر دست اندر کار می‌باشند .

در این دوره بعلت ازدیاد ادارات و سازمانهای دولتی شاغلین در امور خدماتی فزون یافته بعلاوه با پیدایش و گسترش فعالیت تعاونی‌ها شاغلین در بخش تعاونی نیز تعدادی از شاغلین شهرستان را شامل می‌شوند . به علاوه در این دوره نیز از درصد اشتغال در بخش کشاورزی کاسته و به اشتغال در بخشهای صنعت و عالی الخصوص خدمات اضافه گردیده است. در این دوره در سطح شهر مهاباد دو کتابخانه عمومی ( شیخ شلتوت و سازمان ارشاد اسلامی ) و جود داشته است . اداره ثبت و احوال در این دوره به طوری جدی تر و با بهره گیری از کادر مجرب و استفاده از کامپیوتر به ثبت حوادث مربوط به و لادت و مرگ و میر و … می‌پردازد هم چنین با گسترش بانکها و تسهیلات مختلف علی الخصوص در بخش مسکن لزوم و داشتن سند مالکیت ، اداره ثبت اسناد و املاک نیز نقش بیشتر و جدی تری نسبت به دوره های گذشته داشته است .

ساخت اشتغال شهرستان مهاباددردورهدوم ( بعداز۱۳۵۷تا۱۳۸۵ هـ . ش ) :

« نسبت زیاد جمعیت گروههای سنی جوان به کل جمعیت در خاورمیانه و نگرش های محدود کننده در مورد اشتغال زنان به جز در مزارع یا خانه‌ها یا اشتغال و بعضی مشاغل برای زنان تحصیل کرده ، ‌به این معناست که در شهرها و روستا‌ها کم و نسبت های و ابستگی جنسی و سنی بالاست ، اما چه تعداد از افراد فعال از نظر اقتصادی و اقعاً شاغل هستند ؟ رسم بر این است که ارقام سرشماری های رسمی ، نرحهای کمی برای بیکاری ارائه می‌کنند ، اما عموماً اعتقاد بر این است که کمبود فرصتهای اشتغال یکی از حادترین معضلاتی است که شهرهای خاورمیانه و دیگر بخشهای در حال توسعه جهان از آن رنج می‌برند» ( کاستللو، ۱۳۸۳: ۱۴۴ )

هم چنانکه گفته شد با آمدن نیروی کار مازاد روستا به شهر و هم چنین ازدیاد جمعیت شهری در عین نبود امکانات اشتغال نیروی جویای کار ، بیشتر سرمایه‌ها را به سمت شغلهای کاذب رانده است . بطوری که جمعیت امروزه شهرستان جامعه ای مصرفی که فاقد تولیدات متناسب با جمعیتش می‌باشد . همچنانکه در سرشماری‌ها نشان داده می‌شود از اشتغال در بخش کشاورزی کاسته می‌شود و بخشهای صنعت و خدمات افزوده می‌گردد . در زمینه مشاغل میزان اشتغال در بخشهای سه گانه شهرستان در جدول زیر آورده ایم :

بخش سال ۱۳۵۵ ۱۳۶۵ ۱۳۷۵ ۱۳۸۵
کشاورزی ۸/۵۲ ۲/۴۰ ۲۰/۲۷ ۸۵/۲۰
صنعت ۷/۲۵ ۵/۲۸ ۳۲/۲۳ ۷۱/۳۰
خدمات ۱/۲۱ ۳/۳۱ ۵۹/۴۷ ۴۲/۳۰

که به علت مکانیزه شدن کشاورزی و نیاز کمتر به نیروی کار از اشتغال در این بخش کمتر و کمتر گردیده و بعکس بعلت افزایش مراکز صنعتی و کارگاهی و ادارات و سازمانهای شهری و روستایی که لازمه دنیای امروزه اند بر میزان اشتغال این دو بخش افزوده شده است . در آبان ۱۳۵۵ از ۱۳۰۷۹۱ نفر جمعیت ده ساله و بیشتر این شهرستان ۵/۴۳ درصد را جمعیت فعال از نظر اقتصادی تشکیل می‌داده است . در مهر ماه ۱۳۶۵ ۲/۳۹ درصد جمعیت ده ساله و بیشتر را افراد شاغل و بیکار جویای کار تشکیل داده اند . این درصد در سال ۱۳۷۵، ۸۳/۳۷ درصد می‌باشد ( لازم به ذکر است که این درصدها نیروی بیکار ( جویای کار ) را نیز شامل می‌باشد ) که همچنان که گفته شد انقلاب اسلامی سال ۵۷ و نا آرامی های بعد از آن در منطقه در اشتغال شهرستان مؤثر افتاده و نیروی اشتغال در سال ۱۳۶۵ ۴۴/۲۲ درصد نسبت به دوره قبل در سال ۱۳۵۵ ۴۰ درصد می‌باشد . و با استقرار امنیت در دوره بعدی ۱۳۷۵ اشتغال باز بالاتر می‌رود ( ۲۷/۳۴ درصد ) .

۱۳۵۵ ۱۳۶۵ ۱۳۷۵
شاغل ( نرخ اشتغال ناخالص ) ۹/۴۰ ۳۳/۴۴ ۲۷/۳۴
بیکار ( جویای کار ) ۳/۲ ۷۳/۵ ۵۵/۳

منبع : سرشماری سال ۱۳۵۵-۱۳۶۵-۱۳۷۵ )

توزیع نسبی شاغلان ۱۰ سال و بیشتر ( جمعیت فعال ) ‌بر حسب گردهمایی شهر ، فعالیت در سطح شهرستان مهاباد در این دوره نشان می‌دهد که در نقاط شهری گروه عمده « اداره امور عمومی ، خدمات عمومی و اجتماعی و دفاع و تأمین اجتماعی اجباری » و در نقاط روستایی گروه عمده « کشاورزی ، شکار و جنگلداری و ماهیگیری بیشترین تعداد افراد شاغل را به خود اختصاص داده است .

۱۳۵۵ ۱۳۶۵ ۱۳۷۵ ۱۳۸۵
جمع جمع شهر روستا جمع شهر روستا جمع
کارگر مستقل ۴/۲۷ ۴۹/۴۲ ۵۹/۳۲ ۵۷/۵۱ ۷۶/۳۴ ۶۳/۳۱ ۲۹/۳۹
مورد حقوق بگیر بخش خصوصی ۴/۳۸ ۰۶/۲۶ ۳۹/۳۳ ۳۴/۱۹ ۶۸/۲۰ ۰۲/۲۴ ۸۴/۱۵ ۳۱/۶۹
مورد حقوق بگیر بخش عمومی ۷/۱۰ ۵۴/۱۶ ۲۷/۲۷ ۷۰/۶ ۱۵/۲۸ ۱۴/۳۶ ۵۶/۱۶ ۷۵/۲۶
کارکن فامیلی بدون مزد ۲/۲۱ ۲۵/۱۰ ۰۹/۱ ۶۵/۱۸ ۵۶/۱۰ ۹۴/۰ ۵۲/۲۴
کار فرمایان ۹/۱ ۹/۱ ۵۵/۲ ۴۸/۱ ۶۶/۱ ۱/۲ ۰۴/۱

سرشماری نفوس و مسکن سالهای ( ۱۳۷۵ ، ۱۳۶۵ ، ۱۳۵۵ )

مقایسه درصد کارفرمایان در سال ۷۵ ، ۶۵ ، ۱۳۵۵ نشان می‌دهد که تغییر جندانی نداشته است . آنچه شایسته توجه است این است که بخش خصوصی و بخش عمومی بعلت رواج ادارات و صنعت و خدمات دولتی در شهر نسبت به روستا درصد بالاتری را نشان می‌دهد و لی بخش مستقل و کارکن فامیل بدون مزد درصد بالایی از اشتغال روستایی را شامل است . می‌توان گفت که در روستاهای این شهرستان انواع همکاری فامیل بدون مزد تحت نام تعاونی های سنتی و جود دارد . و البته امروزه کمتر شده و چون سایر مظاهر سنتی و فرهنگی در حال اضمحلال است . و همچنین عدم استقرار شرایط صنعتی شدن علی الخصوص در روستا و تداوم روابط سنتی درصد بیشتری از اشتغال را به کارکن فامیلی بدون مزد نشان می‌دهد . در کل بخش خصوصی در شهرستان مهاباد بسیار فعالتر از بخش عمومی می‌باشد و بخش مستقل نیز درصد بالایی از شاغلین را در بر دارد . با افزایش جمعیت و به تبع آن افزایش نیروی کار و همچنین سیل جمعیت روانه شده که فاقد مهارت خاصی بودند .

در بخش ساختمان که ظاهراً نیاز به مهارت تخصصی نداشت مشغول بکار شدند . به طوری که امروزه می‌دانیم عدم مهارتهای لازم شاغلان بخش مسکن در چند دهه گذشته خسارات زیادی در بخش مسکن در پی داشته است . بهرحال در زیر نگاهی به شاغلین بخش ساختمان صنعت و آب و برق و گاز می‌اندازیم :

سال

بخش فعالیت

۱۳۵۵ ۱۳۶۵ ۱۳۶۵ ۱۳۷۵ ۱۳۷۵
نقاط شهری نقاط روستایی نقاط شهری نقاط روستایی
تعداد درصد جمع درصد تعداد درصد تعداد درصد جمع درصد تعداد درصد تعداد درصد
صنعت ۳۰۱۷ ۶/۵ ۵۶۵۷ ۱/۹ ۳۳۵۶ ۳/۱۱ ۲۲۹۲ ۱/۷ ۳۷۵۸ ۵/۸ ۲۶۶۶ ۲/۱۰ ۱۰۹۲ ۰۵/۶
ساختمان ۱۰۱۹۹ ۱/۱۹ ۱۱۲۴۰ ۲/۱۸ ۸۱۰۴ ۵/۲۷ ۳۱۳۶ ۷/۹ ۶۲۳۳ ۱/۱۴ ۴۷۷۲ ۲/۱۸ ۱۴۶۱ ۱/۸
برق، گاز، آب ۵۲۱ ۰/۱ ۳۲۴ ۵/۰ ۲۷۴ ۹/۰ ۵۰ ۱۵/۰ ۲۹۳ ۶/۰ ۲۷۲ ۰۳/۱ ۲۱ ۱/۰

منبع : سرشماری نفوس و مسکن ۵۵ ، ۶۵ ، ۷۵

عدم توجه جدی به بخش صنعت و هم چنین نبود فرهنگ تولید صنعت و همچنانکه قبلاً آمد موقعیت سرحدی شهرستان مهاباد بیشتر نیروی کار را به شغلهای کاذب و غیر تولیدی جذب می‌کند بطوریکه با این درصد شاغلین صنعت در سال ۵۵ ( ۶/۵ درصد ) بوده و در سال ۶۵ به ۱/۹ درصد افزایش یافته است و لی نتوانسته استوار یابد و همچنانکه گفته شد بیشتر کارگاهها و اماکن تولید صنعتی تبدیل به مشاغل جنبی و غیر تولیدی شده اند و در سال ۱۳۷۵ به ۵/۸ درصد کاهش یافته اشت . البته این نتایج سرشماری های دولتی است و در و اقع کمتر از این میزان نیز می‌باشد . ( همچنین بخش زیادی از جمعیت مشاغل کاذب و غیر رسمی در آمار نام های دولتی منعکس نمی شود ) . و اما همچنانکه دلایل آن در بالا آمد بخش مسکن بیشترین مشاغل را به خود اختصاص داده است که این درصد در نقاط شهری بیشتر محسوس است.و مهاجرین ( از روستا و کارمندان دولت ) نیازمند به مسکن باعث توسعه بخش مسکن و نیاز به مسکن شده است .

در این دوره کشت و صنعت شهرستان مهاباد بعلل مختلف از جمله سوء مدیریت و مسائل سیاسی و ازای فعالیت کمتری بوده است و در اواخر این دوره تعداد زیادی از شاغلین متخصص و غیر متخصص اخراج شده و به بیکاران ( جویای کار ) افزوده شدند که اغلب یا در بخش خدمات و ارد شده و یا به دلیل مشاغل کاذب و غیر تولیدی پیوسته اند .

در این شهرستان طبق آمارگیری سال ۱۳۷۹انواع مختلف از صنایع دستی رایج است که در خانه‌ها و اغلب توسط خانهایی که در ردیف خانه دارها قرار می‌گیرد انجام می‌شود . در شهرستان مهاباد و روستاهای تابع آن حدود ۳۰۰ خانوار و نیز تعدادی کارگاه تولیدی به فعالیت در تولید انواع صنایع دستی اشتغال دارند . عمده صنایع دستی این منطقه شامل : قالی بافی ، منجوق دوزی ، پولک دوزی ، سکه دوزی ، سوزت دوزی ، سجاده بافی ، صنایع چرمی ، رودوزی ، لحاف دوزی ، قرقره بافی ، بافت پارچه های مخصوص لباس کردی ، خراطی و چاقو سازی می‌باشد ( سایت فرمانداری مهاباد ) در سرشماری عمومی نفوس و مسکن مهرماه ۱۳۶۵ از خانوارهای معمولی ساکن شهرستان مهاباد یک درصد ( ۴۳۸ خانوار ) صنعت خانگی داشته اند . از این تعداد ۳/۴۹ درصد در نقاط شهری و ۷/۵۰ درصد در نقاط روستایی سکونت داشته اند . قالی و قالیچه و گلیم بافی با ۲/۳۷ درصد را رایجترین صنعت خانگی در بین خانوارهای این شهرستان بوده است . می‌توان ادعا کرد که امروزه دیگر صنایع فوق الذکر بعلت جذبه اشتغال به و اردات و فروش کالاهای و ارداتی و فروش کالاهای و ارداتی جایگزین هر یک از آنها دیگر قابلیت ایجاد اشتغال کافی را از دست داده اند که البته از عوامل مختلف تأثیر پذیر گرفته است .

در اوایل این دوره ( بعد از انقلاب ) و بخصوص در دوره سرشماری ۱۳۶۵ صنعت قالی بافی هماهنگ با کل کشور ایران در شهرستان مهاباد نیز قالی بافی رواج یافت و بصورت امیدوار کننده ای ایجاد اشتغال گسترده ای نمود که این مورد نیز البته این بار در سطح بازارهای جهانی نتوانست مدیریت و بازاریابی مناسبی گردد . و مقطعی بود که دیگر امروزه درصد اشتغال در قالی بافی خیلی پائین آمده است .

اشتغال زنان به سبب نوع نگرش مذهبی حاکم بر خانوارهای شهرستان در اوایل این دوره کمتر بوده است و اغلب زنان خانه دار بوده اند ، کاهش درصدی خانه داری زنان در افزایش دوره نشان از تغییر نگرش در این زمینه را دارد . در سال ۱۳۵۵ بالای ۶۰ درصد زنان خانه دار بئده اند این درصد در سال ۱۳۶۵ به ۷۱/۴۱ درصد و در سال ۱۳۷۵ به ۵۸/۳۵ درصد کاهش می‌یابد . که نشان از مشارکت زنان در فعالیت های اجتماعی ، اقتصادی دارد . شاغلین فعالیتهای مختلف بخش صنعت در دوره ۷۵ ، ۶۵ به شرح زیر است :‌

سال

بخش های صنعتی

۱۳۶۵ ۱۳۷۵
صنعت مواد غذای و آشامیدنی و دخانیات ۱۰۴ ۶۱
صنایع نساجی ، پوشاک و چرم ۱۵۱ ۳۱۰
صنایع چوب و محصول چوبی ۲ ۳
صنایع و محصولات غیر فلزی ۱۰۰ ۸۱
دیگر ۶ ۲۲
جمع ۳۶۳ ۴۷۷

منبع : سرشماری ۷۵ ، ۶۵

صنایع نساجی و پوشاک که در سال ۱۳۷۵ به بیش از دو برابر نسبت به دوره قبل رسیده است بیشترین شاغل بخش صنعت را در بر محصولات غیر فلزی قرار دارند . در این دوره در بخش صنایع و مربوط به زغال سنگ ، استخراج معدن ، استخراج نفت خام و گاز طبیعی ، معدن اورانیوم و استخراج سنگهای فلزی هیچ فعالیتی صورت نگرفته است .

در این دوره بانکها فعالیت داشته اند . بطوری که در سالهای اول این دوره اغلب بانکهای مطرح ( ملی ، ملت ، کشاورزی ، صادرات ، تجارت ، سپه ) دارای حداقل دو شعبه بودند . بعلاوه مؤسسات مالی و مؤسسات قرض الحسنه در زمینه اعطای تسهیلات و سود بانکی فعالیت داشتند .

نرخ سود بانکی در سالهای بعد از ۱۳۶۵ به بالای ۲۰ درصد رسید و لی در دوره بعد از ۱۳۷۵ و با تغییر رئیس جمهور و تغییرات اقتصادی ، مالی نرخ سود بانکی به ۱۴ درصد کاهش یافت . بطوری که باعث افزایش فعالیت بانکها گردیده و جذب سرمایه و دادن تسهیلات بعنوان بهترین کار اغلب بانکها و مؤسسات مالی درآمد .

شهر نشینی و مهاجرت در دوره دوم ( بعد از ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۵ ) :

ر سرشماری عمومی سال ۱۳۶۵ که در کل ۴۲۰۲۷ نفر به شهرستان مهاباد مهاجرت کرده اند . ۷۶ درصد از جمعیت شهرستان مهاباد در شهر یا آبادی محل تولد خود اقامت داشته اند ، از جمعیت ساکن این شهرستان ۷/۱۳ درصد از روستا به شهر ، ۲/۲ درصد از شهر به شهر ، ۱/۷ درصد از روستا به روستا و ۵/۰ درصد از شهر به روستا مهاجرت کرده اند . ( سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۶۵ ) .ودر سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ که در کل ۲۰۸۷۳ نفر به شهرستان مهاجرت کرده اند ، ۲۰۸۷۳ نفر به شهر و ارد شده و یا در داخل این شهرستان جابه جا شده اند . در این ده ساله ۸۲/۲۹ درصد از روستا به شهر ، ۸۵/۳۷ درصد از شهر به شهر ، ۶۹/۱۱ درصد از روستا به روستا و ۸۸/۱۸ درصد از شهر به روستا مهاجرت کرده اند . به علاوه ده ساله قبل از سرشماری ۱۳۶۵ ، ۱/۱۶ درصد از سایر استانها ، ۹/۱۵ درصد از شهرستانهای دیگر همین استان ، ۵/۶۴ درصد از شهر یا آبادی و دیگری در همین شهرستان و بقیه از خارج از کشور به شهرستان مهاباد مهاجرت کرده اند .

تعداد مهاجران سایر استانها شهرستانهای دیگر استان شهر یا آبادی دیگر استان اظهار نشده و خارج کشور
۱۳۶۵ ۴۲۰۲۷ ۱/۱۶ ۹/۱۵ ۵/۶۴ ۵/۳
۱۳۷۵ ۲۰۸۷۳ ۵۵/۳۱ ۵۰/۳۱ ۱۹/۳۵ ۷۶/۱

سرشماری نفوس و مسکن ( ۱۳۶۵ ، )

به نظر می‌رسد که با توجه به اتفاقات اوایل انقلاب و ادامه آنها در سالهای بعد نا امن شدن مناطق کردنشین و علی الخصوص شهرستان مهاباد درصد مهاجرت پذیری از ۱۳۶۵ کمتر از ۱۳۷۵-۱۳۶۵ بوده است و در ده ساله دوم منتهی سال ۱۳۷۵ بعلت استقرار بیشتر امنیت در نتیجه خارج شدن شهرستان از بحرانبیندولت مرکزی و احزاب سیاسی درصدمهاجرین خارج استانی به شهرستانافزایش نزدیک به ۲ برابر داشته است

با توجه به جنبه های مختلف و اثرات مثبت و رود مهاجر از نظر اقتصادی شهری و در عین اینکه شهرستان مهاباد از نظر منابع زیر زمینی و سرمایه های طبیعی شرایط و توانایی جذب مهاجر را دارد ، بعلاوه آثار باستانی ( کشف شده و نشده ) و طبیعت کوهستانی و علی الخصوص مناظر و تفریحگتهای زیبای جوار سد ( دو طرف ) و در کل با داشتن جاذبه های طبیعی و تاریخی زیاد در جذب توریست منطقه ای و جهانی مطرح گردد.

مهاجران و ارد شده ۱۰ سال گذشته بر حسب آخرین محل اقامت قبلی به تفکیک نقاط روستائی و شهری و جنسیت:

مرد زن مرد زن مرد زن مرد زن
جمع ۴۲۰۲۷ ۱۵۱۲۶ ۱۴۷۵۶ ۵۷۵۱ ۶۳۹۴ ۹۰۲۵ ۵۳۷۰ ۴۱۹۳ ۲۲۸۵
شهرستان محل سرشماری ۲۷۱۲۸ ۸۸۴۲ ۸۴۲۹ ۴۶۹۴ ۵۱۶۳ ۲۳۳۷ ۲۰۰۸ ۱۳۹۳ ۱۶۰۷

سرشماری نفوس و مسکن ۷۵ و ۱۳۶۵ هـ . ش

میزان مهاجرت در سال ۱۳۶۵ ، ۹/۱۴ بوده که این میزان در سال ۱۳۷۵ ، ۱۶/۱۲ درصد بوده است .« مهاجرت به عوامل تعیین کننده ای چون : سن ، جنس ، و ضعیت زناشویی و موقعیت تحصیلی اغلب دوره های سن جوانان مهاجرت می‌کنند و زنان مهاجرتهای کوتاه و نزدیک دارند .

و مردان در مهارتهای بین المللی و بین شهری برتری دارند . و افراد با سواد در نقاط روستایی میل بیشتری به مهاجرت به نقاط شهری جهت دست یابی به مشاغل بهتر را دارند . بعلاوه مهاجرت عاملهای دیگری چون کسب شغل و ادامه تحصیل و … نیز دارد » ( شیخی، ۱۳۸۲: ۸ و ۱۵۷ ) موضوع بسیار مهمی که داده و آماری از آن در مراکز آماری کشور شاید قابل دستیابی نباشد موضوع مهاجر فرستی شهرستان می‌باشد . علی الخصوص به خارج از کشور و به دلایل سیاسی ، احزاب سیاسی فعال و غیره اوایل انقلاب تنش های شدیدی بعدها با حکومت مرکزی پیدا کردند . با استقرار حکومت در کل کشور و توانایی اعمال قدرت در کردستان و مهاباد این احزاب و طرفدارانشان به کشورهای خارجی مهاجرت کردند .

به علاوه با و جود تفکر خودی و غیر خودی و حاکم بر جو سیاسی حاکمیت کشور بعنوان مکمل مطالب فوق الذکر در مهاجر فرستی این شهرستان در طی سالهای بعد از ۱۳۵۷ شروع و در دهه بعد نیز ادامه یافت و لی در دوره ۸۵-۱۳۷۵ با استقرار بیشتر امنیت و گسترش بیشتر دیپلماسی بین المللی حکومت مرکزی از روند مهاجر فرستی به خارج کشور در شهرستان مهاباد کاسته شده است .

مهاجرین و ارد شده به شهرستان مهاباد را که اغلب روستائیان شهرستان می‌باشند در شهرکهای جدید الاحداث که در توابع هسته اصلی گسترش یافته اند ، مستقر گردیده اند . می‌توان گفت که مهاجرینی که از روستاهای شمال شهرستان در مسیر مهاباد – ارومیه و نقده و اقع شده اند اغلب در شهرکها و کوی های احداثی در مسیر جاده مهاباد ارومیه تمایل به سکنی دارند . و مهاجرین از روستاهای مسیر میاندوآب و بوکان اغلب در شهرکهای احداث شده حول جاده مهاباد میاندوآب به تهران سکنی گزیده اند .

شبکه و ناحیه شهری مهاباد در دوره دوم ( بعد از ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۵ ) :

امروزه شهرستان مهاباد در ۱۱۹ کیلومتری مرکز استان آذربایجان غربی ( ارومیه ) و در بین شهرستانهای نقده ، اشنویه ، سردشت ، بوکان و میاندوآب قرار گرفته و از شمال به دریاچه ارومیه محدود می‌گردد . ( ضمیمه ۱۳ ) . این شهر دارای ۲ بخش بنامهای مرکزی و خلیفان و دارای ۵ دهستان است . بخش مرکزی دهستانهای آختاچی غربی ، مکریان شرقی ، مکریان غربی و بخش خلیفان و دهستانهای کانی بازار و منگور شرقی را شامل می‌شود .

نام

بخش / دهستان

مساحت

( کیلومتر مربع )

تعداد روستاها نام مرکز
جمع دارای سکنه خالی از سکنه
کل شهرستان ۵۸۳/۲۵۹۱ ۱۹۵ ۱۹۰ ۵ مهاباد
خلیفان ۰۴۴/۱۳۰۲ ۱۱۵ ۱۱۰ ۵ خلیفان
کانی بازار ۹۴۷/۶۱۷ ۴۴ ۴۳ ۱ کیتکه
منگور شرقی ۰۹۷/۶۸۴ ۷۱ ۶۷ ۴ عبدا… کرده
مرکزی ۵۳۹/۱۲۸۹/۵۳۹ ۸۰ ۸۰ مهاباد
آختاچی غربی ۲۱۰/۴۸۵ ۳۶ ۳۶ قره بلاغ
مکریان شرقی ۲۷۹/۳۱۶ ۱۸ ۱۸ گوک تپه
مکریان غربی ۰۵۴/۴۸۸ ۲۶ ۲۶ دریاس

منبع : سایت فرمانداری مهاباد

شهرستان مهاباد با و سعت ۵۸۳/۲۵۹۱ کیلومتر مربع به حدود ۶/۹ درصد از سطح استان را به خود اختصاص داده می‌دهد . اغلب نواحی که مهاباد در آن و اقع شده است جلگه ای و کوهستانی می‌باشد . و در و اقع شهر در بین چندین کوه و اقع شده است . که از علل عدم توسعه یکنواخت نواحی مختلف می‌توان به کوهستانی بودن شهر اشاره کرد . نواحی مختلف شهر بعضاً در در بین این کوهها و اقع شده اند .

در زمینه راههای ارتباطی همانطور که آمد بر مینای راههایی که در دوره های قبل شکل گرفته بودند گسترش یافت ، پرترددترین مسیر ارتباطی شهرستان مسیر مهاباد تهران می‌باشد که از شهرستان میاندوآب می‌گذرد . این مسیر از نظر ارتباط داخل کشور با مهاباد نیز حائز اهمیت است . در دوره های قبل برای ارتباط اغلب شهرستانهای استان از این مسیر و از طریق شهر مهاباد عبور می‌کرد و لی با افتتاح کمربندی مشهور به سه راه ترشکان این ارتباطات به جز شهرستان سردشت از آن کمربندی صورت می‌گرفت . می‌توان گفت راههای ارتباطی شهرستان فاقد کیفیت

مناسب بوده و از نظر تصادفات جاده ای عامل منفی به شمار می‌آید . از آنجا که مسیرهای مهاباد به بوکان ( مسیر برهان ) ، مهاباد به سردشت و مهاباد به پیرانشهر ( مسیر سه ری مه یدانی ) راه شوسه قدیمی و توسعه نیافته هستند و از مسیر های پر پیچ و خمی گذر می‌کنند . اغلب صادرات و و اردات کالاهایی که علی الخصوص از مسیر سردشت به مهاباد و پیرانشهر به مهاباد صورت می‌گیرد و اغلب آن به صورت قاچاق و نه از مسیرهای ارتباطی اصلی ( فوق الذکر ) بلکه از کوره راههای مخصوص انجام میگیرد . که این باعث توسعه دو بازار بزرگ بازارچه کالاهای و ارداتی و بازار لباسهای دست دوم خارجی ( تاناکورا ) شده است . مسیر شمالی ( مهاباد – میاندوآب ) دارای دو انشعاب یکی جاده مشهور به برهان که به شهرستان بوکان و از آن طریق به استان کردستان و همدان و استانها و شهرهای جنوبی متصل می‌شود . و دیگری کمربندی سه راه ترشکان که به جاده مهاباد – ارومیه متصل می‌شود . مسیر شمال و شمال غربی که ارومیه و شهرستانهای شمالی و از طریق دریاچه ارومیه به استان آذربایجان شرقی ، این مسیر همچنین مسیر ارتباطی به کشورهای ترکیه و دول جدا شده شوروی سابق می‌باشد . که در حدود ۳۰ کیلومتری این مسیر انشعابی به طرف غرب که مسیر مهاباد – نقده و پیرانشهر می‌باشد و از آنجا با کشورهای ترکیه و عراق ارتباط ایجاد می‌گردد . تا اواخر دوره دوم مورد بررسی ما تقریباً همه راههای ارتباطی از مهاباد به مراکز بخشها و دهستانها و بعضی از روستاهای شهرستان آسفالت گردیده است .

کالبد شهر دردوره دوم ( بعداز سال ۱۳۵۷ تا قبل از سال ۱۳۸۵ هـ . ش ) :

توسعه کاربردی شهر بیشتر در نیمه شمالی شهر ( بطور رسمی و قانونی ) و با تشکیل شهرکهای جدید الاحداث افاق افتاده است و لی اغلب نقاط نیمه جنوبی شهر بطور غیر رسمی و بی رویه توسعه یافته است . بطوری که می‌توان ادعا کرد اغلب قاچاق رایج در شهر در این مناطق صورت می‌گیرد . توسعه کالبدی شهرستان مهاباد بر دو عامل استوار است یکی ارتباط با و اردات و صادرات ( که اغلب به صورت قاچاق می‌باشد ) و دیگری فعالیت تعاونی های مسکن که معملاً در ارتباط با نفوذ زمین داران ( مالکان زمین های کشاورزی حاشیه شهر ) شکل می‌گیرد . تعاونیهای مسکن معمولاً زمین های افراد ذی نفوذ در قدرت شهری ( که امروزه شوراها می‌باشند ) را خریداری و تفکیک و به اعضاء تحویل می‌دهند . و به این صورت ضمن تبدیل زمین کشاورزی به زمین شهری ارزش زمینها چند برابر میگردد . در زیر به عنوان مثال زمینهایی راکه تعاونی مسکن فرهنگیان در این دوره به اعضاء تحویل داده اند را می‌آوریم :

نام سال تحویل تعداد موقعیت محور
تپه قاضی ۱۳۵۵ ۱۲۰ شرق مهاباد – میاندوآب
فرهنگیان ۱۳۵۸ ۶۸۵ جنوب غربی مهاباد – نقده
گمرک ۱۳۶۳ ۳۶ غرب مهاباد – سردشت و پیرانشهر
کوی زیبا ۱۳۶۵ ۳۷ شمال شرقی مهباد میاندوآب
شهرک کارمندان ۱۳۷۲ ۲۲۰ شمال شرقی مهاباد – میاندوآب
شهرک مکریان ۱۳۷۵ ۷۶۰ جنوب غربی مهاباد – نقده
کوی دانش ۱۳۸۳ ۴۰۰ شمال مهاباد – میاندوآب
آپارتمانها از۱۳۷۸تا۱۳۸۲ ۱۹۲ شرق و شمال شرقی مختلف

منبع : بایگانی شرکت تعاونی مسکن فرهنگیان مهاباد

البته علاوه بر تعاونی فوق الذکر تعاونی های مختلف ادارات و سازمانها و غیره که اغلب در نیمه شمالی هسته قدیمی شهر اقدام به فعالیت کرده اند . به هر حال این شهرستان طی حدود بیست ساله این دوره از میزان شهرنشینی بالایی برخوردار نبوده است . و میزان شهرنشینی آن کاهش یافته که به بعضی دلایل از جمله تغییرات محدوده جغرافیایی ، مسائل سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی آن اشاره گردیده است . میزان شهرنشینی از ۸/۱۸ درصد در سال ۱۳۵۵ به ۳۳/۱۷ درصد در سال ۱۳۷۵ رسیده است .

طبقه خانوار ۱۳۵۵ ۱۳۷۵ ۱۳۷۹
تعداد روستا درصد تعداد روستا درصد تعداد روستا درصد
جمع ۳۴۵ ۱۰۰ ۲۷۹ ۱۰۰ ۳۱۷ ۱۰۰
۴-۱ خانوار ۵۵ ۹۴/۱۵ ۵۲ ۶۴/۱۸ ۵۴ ۰۳/۱۷
۹-۵ خانوار ۴۴ ۷۵/۱۲ ۳۷ ۲۶/۱۳ ۳۵ ۰۴/۱۱
۱۹-۱۰ خانوار ۴۷ ۶۲/۱۳ ۴۵ ۱۳/۱۶ ۴۶ ۵۱/۱۴
۴۹-۲۰ خانوار ۹۶ ۸۳/۲۷ ۸۷ ۱۸/۳۱ ۸۹ ۰۸/۲۸
۹۹-۵۰ خانوار ۴۹ ۲۰/۱۴ ۴۴ ۷۷/۱۵ ۴۳ ۵۶/۱۳
۱۹۹-۱۰۰ خانوار ۳۳ ۵۷/۹ ۱۱ ۴۹/۳ ۲۴ ۵۷/۷
۴۹۹-۲۰۰ خانوار ۵ ۴۵/۱ ۶ ۸۹/۱
۹۹۹-۵۰۰ خانوار ۱۰ ۹/۲ ۳ ۰۸/۱ ۱۵ ۷۳/۴
۱۰۰۰ خانوار و بیشتر ۶ ۷۴/۱ ۵ ۵۸/۱

منبع : سرشماری نفوس و مسکن

خیابانها ، ادارات و مؤسسات خدماتی و بانکها عناصر برجسته شهر در این دوره می‌باشند . نظام نوین اجتماعی در این دوره در دل هر دو بافت قدیم و جدید جریان دارد . ( ضمیمه ۱۴ ) فضای نوین شهری در دامنه کوهها و باغاتی که قبلاً شرح آن آمده است ، رشد یافتند . خیابانهای جدید شهر هسته قدیمی و بافت جدید شهر را به یکدیگر متصل کرده اند . بافت قدیمی شهر به صورت تدریجی در حال نوسازی بوده و اگر به بازار نزدیک باشد به صورت تجاری تغییر عملکرد داده اند . در این دوره و هر چه به سالهای آخر این دوره نزدیکتر می‌شویم از کاربرد مصالح ساختمانی با دوام چون آجر ، آجر سفالی ، تیرآهن ، تیرچه . بلوک و سیمان و کچ بیشتر بهره گرفته شده است . در سال ۱۳۵۵ از کل و احدهای مسکونی خانوارهای معمولی ساکن ۷/۵ درصد با مصالح ساختمانی با دوام ۹/۳۹ درصد با مصالح نیمه با دوام ۳/۶۰ درصد با مصالح ساختمانی کم دوام و ۱/۰ درصد با مصالح ساختمانی بی دوام ساخته شده است . و در سال ۱۳۶۵ از ۱۱۰۵۸ و احد مسکونی معمولی یک چادر و ۱۹ آلونک ، زاغه ، کپر و مشابه و بقیه انواع دیگر و احدهای مسکونی بوده اند . در سال ۱۳۷۵ از ۱۹۶۸ خانوار ۱۶۴۴۷ و احد مسکونی معمولی و ۷ خانوار در آلونک ، زاغه ، کپر و مشابه بوده اند .

بعد از و رود تکنولوژی ارتباطاتی نوین و راهیابی تلفن ، همراه و اینترنت به شهرهای ایران بعضی از مغازه‌ها تغییر عملکرد داده و در این عرصه‌ها فعالیت می‌کنند . در سالهای اخیر بازارچه کالاهای و ارداتی با بهره گیری از مصالح ساختمانی نوین ساخته شده است و همچنین بازار پوشاک و لوازم دست دوم غربی ( بنام تاناکورا ) در چادر هایی مستقر بودند . در حال احداث بازارچه ای برای اسقرار آن می‌باشد . میتوان گفت که این دو در کنار طبیعت جذاب و مکانهای قدیمی شهرستان و بعد از تضاید نسبی امنیت در سطح شهرستان در جذب مهاجر مؤثر بوده اند . همچنین ایجاد اشتغال ، جذب سرمایه و گردش سرمایه در شهر را باعث شده اند .

در این دوره مکان قدیمی ترمینال تغییر کرده و در امتداد توسعه شهر ( محور شمالی مسیر مهاباد- میاندوآب ) و کنار دو بازار فوق الذکر با بهره گیری از نقشه مهندسی و معماری زیبا و با استفاده از مصالح ساختمانی با دوام بنا گردیده است . به علاوه و جود بازارهای فوق الذکر و ترمینال در کنار بازار میوه تره بار باعث تمرکز مغازه های متنوع از عرضه خدمات ارتباطی و بیمه ای تا خرده فروشی و مواد غذایی و تعمیرگاهها شده است . خیابانهای این دوره در کل محدوده شهر توسعه یافته و شهرکها و کوی هایی مختلف و جدید الاحداث را به هم مرتبط می‌کنند .

از مکانهای اشتغال زا و جای بحث در شهرستان مهاباد شهرک صنعتی می‌باشد که در کیلومتر ۱۸ جاده مهاباد میاندوآب قرار دارد و مساحت آن ۰۶/۵۵ هکتار می‌باشد . که ۹ و احد آن به بهره برداری رسیده اند و برای ۱۸۴ نفر ایجاد اشتغال کرده است . و این شهرک از لحاظ تعداد و احد صنعتی و میزان اشتغال پنجمین شهرک صنعتی استان می‌باشد . همچنین بخش معدن شهرستان مهاباد در سال ۱۳۸۰ هـ .ش دارای ۱۱ و احد بوده که سنگ آهک ، تراورتن ، سینیت ، گرانیت ، باریت ، مرمر و سنگ لاشه از عمده ترین مواد معدنی استخراج شده در این بخش بوده است ( ضمیمه ۱۵ )

مهاباد بعنوان منطقه ای سرسبز و جلگه ای حدود ۱۰ درصد سطح شهرستان دارای پوشش سبز است و سطح زیر کشت باغات و سایر محصولات کشاورزی و میزان تولیدات آنها در جدول شماره ۱۴ ( ضمیمه ۱۶ ) آمده است .

نتیجه گیری

شهر مهاباد با پیشینه تاریخی و فرهنگی امروزه در دوران های مختلف مرکزیت اداری و خدماتی محدوده جغرافیایی و سیعی را در بر گرفته است که برخی نقاط آن امروز ذیل استانهای کردستان، آذربایجان غربی و شرقی و یا شهرهای همجوار و اقع شده و هم چنین چندین شهر نیز از محدوده استحفاظی آن مستقل شده است. امروزه به عنوان شهرستان مهاباد از دو بخش ( مرکزی و خلیفان ) و ۵ دهستان تشکیل شده است که ( ۲۱۵۰ ) روستا را در بر می‌گیرد ( ۲۰۱۰۹۸ ) نفر جمعیت دارد. در دوره اول مورد بررسی این تحقیق بر سه متغیر مهاجرت، نقش اداری-خدماتی و کالبد تمرکز شده که با اعمال برنامه های مدرنیزاسیون پهلوی و هم چنین جذبه خدماتی شهر مهاجرت بیشتر شده و کالبد شهری مدرن تر گردیده و اماکن و سازمان های اداری و دولتی شکل گرفته و گسترش یافتند. از طرف دیگر شهر با سیل مهاجرین به شهر و بروز مسائل شهری مواجه بوده است.

دوره دوم ( بعد از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۵ هـ .ش ) با بروز بحرانهایی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و محدود شدن حوزه جغرافیایی شهرستان و ایجاد و گسترش هر چه بیشتر ادارات و سازمان های رسمی فرهنگی و اجتماعی اشتغال نیز از تمرکز و تکثر در بخش کشاورزی به بخش خدمات منتقل شد و لی بخش صنعت گسترش کمتری یافت، هم چنین بخش مستقل و کارکن فامیلی بدون مُزد نسبت به بخش خصوصی و بخش عمومی در اشتغال سهم بیشتری داشته است، در اواخر این دوره بازارچه های کالاهای و ارداتی و کالاهای دست دوم ( تاناکورا ) در حال رواج بوده و مسیر های ارتباطی داخلی شهر با توسعه شهرکها گسترده شده اند و مدارس و مکانهای آموزشی ( به موازات ازدیاد جمعیت ) توسعه یافته است.

منابع :‌

– بلو ، ژویس ( ۱۳۷۹ ) مسئله کُرد ، ترجمه دکتر پرویز امین، تهران : نشر شالوده

– بنی فاطمه ، دکتر حسین و دیگری ( ۱۳۸۵ ) ، بررسی عامل و پیامدهای تراکم جمعیت شهری و ارائه راهکارهای مناسب برای تعیین تراکم بهینه و متعادل ، شوشتر : فصل نامه علمی پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی و احد شوشتر ، سال اول پیش شماره اول

– پاپلی یزدی ، محمد حسین ( ۱۳۸۲ ) ، نظریه های شهر و پیرامون ، تهران : انتشارات سمت

– پدرام ، محمود ( ۱۳۷۳ ) ، تمدن مهاباد ، تهران : نشر هور

– تقوی ، نعمت الله ( ۱۳۸۳ ) ، مبانی جمعیت شناسی ، تبریز : نشر جامعه پژوه و نشر دانیال

– توسلی ، عباس ( ۱۳۷۸ ) ، جامعه شناسی شهری ، تهران :‌انتشارات دانشگاه پیام نور

– حسامیان ، فرخ و دیگران ( ۱۳۸۳ ) ، شهر نشینی در ایران ، تهران : نشر آگاه

– زیاری ، کرامت الله ، ( ۱۳۸۳ ) برنامه ریزی شهرهای جدید، تهران : انتشارات سمت

– سایت فرمانداری شهرستان مهاباد

– سرشماری نفوس و مسکن سالهای ( ۱۳۳۵، ۱۳۴۵، ۱۳۵۵، ۱۳۶۵، ۱۳۷۵، ۱۳۸۵ ) شهرستان مهاباد

– شیخی ، محمد تقی ( ۱۳۸۲ ) ، تحلیل و کاربرد جامعه شناسی ، تهران : انتشارات اشراقی

– صمدی ، سید محمد ( ۱۳۶۳ ) ، تاریخچه مهاباد ، مهاباد : مؤلف

– صمدی ، سید محمد ( ۱۳۷۳ ) ، تاریخ مهاباد ، مهاباد : انتشارات رهرو

– فکوهی ، ناصر ( ۱۳۸۵ ) ، انسان شناسی شهری ، تهران : نشر نی

– کاستللو، وینسنت فرانسیس ( ۱۳۸۳ ) شهرنشینی در خاورمیانه، ترجمه پرویز پیران و عبدالعلی رضایی، تهران : نشر نی

– کوهن ، آلوین استانفورد ( ۱۳۸۱ ) ، تئوریهای انقلاب ، ترجمه علیرضا طیب، تهران : نشر قومس

– نشریات مرکز آمار ایران

 

تمامی مقالات ارسالی بیانگر دیدگاه نویسندگان آن می باشد

لینک ورود به کانال رسمی پایگاه خبری هه وال

https://telegram.me/Hewal

 

یک نظر

  1. ممنون از شما . واقعا همونی بود که می خواستم،کامل و بدون نقص

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *