سه شنبه , ۲۳ مهر ۱۳۹۸

برج سازان از عرصه مدنی و فرهنگی چه می خواهند؟

نویسنده: جلال پورحسن


چند سالیست در مهاباد مشاهده گر پدیده ای منحصر به فرد هستیم، هر ساله در بهترین نقاط تجاری مهاباد برج هایی سربرمی آورند که از اساس این شکل از برج سازی کار شرکت ها و تعاونی هایی است که از طریق سرمایه گذاری عام و یا خاص توان اجرایی شدن چنین پروژه هایی مهیا می گردد. ولی با پرس و جو در مورد صاحبین و مالکین آنها در بیشتر موارد نام یکی از پزشکان مهاباد از قرعه تصور ما باال می آید، که بیشتر از آنکه برای پذیرش اذهان ممکن باشد مایه تعجب می نمایاند. برای همین امر الزم است تا با دیدی تشکیک آور بار دگر به پروسه تشخیص، معالجه، دارو و درمان نگریسته شود. تا وضوح این پروسه خود را بر ما عرضه دارد که در پشت این سیستم و نظام چه خبر است؟


متاسفانه پدیده برج سازی پزشکان در شهر مهاباد گمان این را بر همگان آشکار می نماید که آیا اینان شغل پزشکی اختیار کرده اند یا برج سازی؟ هزینه های گزاف این نوع از برج سازی از کجا تهیه می گردد؟ آیا نباید بر خود الزم بداریم با دیدی انتقادی کل این سیستم را بازبینی نماییم؟ در حال حاضر آنچه مشاهده گر آن هستیم هر ساله سربرآوردن این برج ها و نام مالکین پزشک آنهاست که اعم از پزشکان معالج، صاحبین چیزوگرافی ها، پزشکان آزمایشگاهی و داروخانه‌دارها را شامل می گردد. که در بهترین نقاط تجاری شهری هر ساله بر تعدادشان افزوده می گردد. گو اینکه کل سیستم پزشکی ما به جای گرایش به سالمت و معالجه بیماران و احداث مراکز درمانی مربوطه به تولید انبوه این نوع از برج سازی عالقه مند است.


این سیستم که به عنوان زنجیره ای بهم پیوسته و درونه گیر انواع مختلف پزشکان، آزمایشگاه ها و داروخانه ها را شامل می شود در کارکردی متمرکز عمل کرده و با هماهنگی های فی مابین سعی بر در شیشه کردن خون بیماران دارد. بیمار با مراجعه به پزشک و این زنجیره به هم پیوسته و از قبل هماهنگ شده که به صورت دوره ای نیز تکرار می شود در نهایت می بیند آنچه انجام شده تنها تهی شدن جیب هایش است و ریختن پول آن به حساب برج سازی های نامتعارف.


این نظام تشخیص، دارو و درمان ما متاسفانه در شکل امروزی خود بیمارتر از هر بیمار عمل میکند. نظامی که تنها وضوح آن نه در چاره و درمان بلکه در خالی کردن جیب های بیماران، حاذق و کامال درست عمل می کند. این نظام بهم زنجیر شده تمامی مازاد سرمایه را در سبد برج هایی ریخته که هر ساله سربرمی آورند. اکثر بیماران کامال متوجه این موضوع گشته که بیشتر این نظام نه به نفع درمان و معالجه بلکه صرفا به خاطر در شیشه کردن خون آنها و خالی کردن جیب هایشان عمل کرده است، وگرنه امکان نداشت در غیر این صورت ما با این شکل از برج سازی های پزشکان مواجه شویم که دارد رنگ و روی اپیدمی به خود می گیرد و رقابت ها بین پزشکان معالج، صاحبین چیزوگرافی ها، دارندگان آزمایشگاه ها و داروخانه دارها تشدید می شود.

در گزارش اخیری که از سازمان امور مالیاتی کشور انتشار شده بود، اشاره به این موضوع که بیشتر از ۸۰ درصد پزشکان این نظام از قرار دادن دستگاه های پوز مخصوص و کارت خوان ابا و امتناع نموده اند. گویی حاضر نیستند قسمتی از این مازاد سرمایه برای خیر عموم اختصاص یابد تا مبادا طبقه یا واحدی از این برج ها کسر گردد.

اما چند سالیست عده ای از درون این نظام بیمارتر از بیمار خود را بر ساحت مدنی و فرهنگی مهاباد عرضه کرده اند و بر خود واجب می دارند تا قوه سنجش گری خود را در فعالیت های مدنی و فرهنگی شهرستان به کار گیرند. اینان که خود را مدافعان و محافظان حقوق مردم بی بضاعت و کم درآمد قشر کارگران شهرداری، محیط بان، حافظ طبیعت و هواخواه شفافیت در عرصه های مالی نهادهای مردمی و همچنین مردم نهاد می پندارند، سعی در تخطعه افکار عمومی داشته، گو اینکه خود از دل نظامی عام المنفعه بیرون آمده اند.

اینان با انتشار دل نوشته ها و نامه های کودکان کارگران شهرداری، انتشار سخنان بعضی از اقشار کم درآمد و همچنین با البی گری در سطح شهری تقاضای شفافیت و پاسخ گویی مسئوالن مربوطه را دارند. و با در اختیار گرفتن چند پایگاه خبری و گروه های مجازی تلگرامی از طریق جار و جنجال سعی بر پیشبرد اهداف شومی دارند تا بتوانند همانند آن نظام بیماری که از آن سربرآورده اند، کل فضای مدنی و فرهنگی شهر را به نفع این خواسته های نافرجامشان که همانا گروگانگیری نفس کشیدن آزاد است، مسموم نمایند. اینان که این حق را بر خود روا می دارند تا بر نوع انتخاب های مسئولین شهری اعم از انتخابی و انتصابی با تهیج افکار عمومی تاثیر بگذارند در اصل خواستار ایجاد وزنه ای برای خود هستند . مثال در مورد انتخاب شهردار جدید، با ایجاد جار و جنجال در فضای مجازی و رسانه ای خواستار فشار بر شورای شهر بودند تا شخص مورد نظر خود را وارد گود نمایند. اینان که با اشک تمساح خود در عرصه مدنی با تهیج افکار عمومی سعی بر تسخیر اتمسفر موجود دارند هرگز خون خواهی هایشان را متوجه این نظام بیمار برج ساز نکرده اند. گو اینکه چشم هایشان کور و گوش هایشان برای شنیدن ناله های بیماران کر است.


نوع بارز این مسموم سازی و تهیج افکار عمومی، را در واکنش به نهادها و موسساتی می بینیم که کامال رایگان و خود خواسته دارند مسیر پیشبرد امور فرهنگی و مدنی شهر را روشن می نمایند و چون نمی شود از طریق جار و جنجال بر آن نهادها و موسسات تاثیر بگذارند، کانال هایی در جهت تضعیف و غیر فعال نمودنشان ایجاد می کنند، تا با استفاده از برچسب گذاری، انگ عدم شفافیت مالی، تهمت تبانی و ایجاد مشکالت درون گروهی و برجسته سازی رسانه ای، بتوانند تیشه به ریشه آنها بزنند.


بی خبر از اینکه آنان که در این ساحت، از خود گذشته تالش می کنند، خیر عموم را سرلوحه و کارنامه نموده و به خوبی خواستگاه اینان را می شناسند که از دل وضعیتی کامال بیمار سربرآورده اند که گرایش به برج سازی در هر شکل و شمایلشان ارجح است. پس بر خود روا می داریم باری دیگر پرسشگری کنیم و بپرسیم: نسبت شما با برج سازان در چیست؟ آیا خود یکی از اینان نیستید؟


آیا حاضرید واحد یا طبقه ای برای خیر عموم اختصاص دهید؟ شما کجا و این ساحت مبار ک فرهنگی و مدنی کجا؟ تباینی که هرگز حل نخواهد گردید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *