سه شنبه , ۲۳ مهر ۱۳۹۸
خلف وعده جلال محمودزاده

مردم مهاباد میدانند

پیش از اینکه حسن روحانی برای بار دوم رییس جمهور ایران شود، مناظره‌ها و تبلیغات نامزدها مرکز توجه بود.آنچه بیشتر درباره‌ آن صحبت به میان می‌آم، لزوم شرکت در انتخابات بود، انتخاب یک حرکت آهسته و پیوسته و اعتدال و نهایتا امیدواری به آینده و ثمربخش بودن بود.

یکی از این افراد در شهر ما «جلال محمودزاده» بود که در حمایت و پشتیبانی از ایشان و شعارها، وعده ها، اهداف و آرمانهای ایشان در چند نوبت با آب و تاب فراوان سخنرانی ایراد کردند و مردم را به سمت رای دادن به ایشان تشویق و ترغیب میکردند، اما در حال حاضر بعد از گذشت‌یکسال به نظر می‌رسد نقطه ثقل همه تحلیل‌ها و مباحث جا به‌ جا شده و بیشتر درباره نادرستی انتخاب حسن روحانی سخن گفته می شود، درباره پشیمان شدن و حمایت از آقای روحانی،گویا یکی از اولین ها در این زمینه همین اقای «جلال محمود زاده »بود!!!

بر کسی پوشیده نیست وحتی اظهر من الشمس است که در اثر ضعف و عدم نظارت و سوء عملکرد دولت دوازدهم (تدبیر و امید)حدود ۶ میلیون نفر از مردم ایران گرفتار مصیبت موسسات مالی غیرمجاز و یا موسسات مجاز تابلودار شده اند، به گونه ای که زندگی برخی از آنها هم اکنون در حال فروپاشی است و برخی متلاشی شد،حدوداً ۱۲۰ نماینده در مجلس شورای اسلامی«اتفاقاً جلال محمود زاده هم مثلاً جزوشان بود!!!» اقدام به طرح سوال از رئیس جمهور کردند :

این سوال ۶ محوری از رئیس جمهور با موضوعات موسسات مالی، قاچاق، بیکاری و اشتغال، رکود، بقای تحریم ها علی رغم اجرای تعهدات برجامی ایران و جهش ارزهای خارجی به گونه ای که حدود ۶ ماه ارزش پول ملی در حدود ۴۸ درصد کاهش یافت، طرح شد. براساس آیین نامه داخلی مجلس، پس از یک هفته که سوال به رئیس جمهور ارائه می شود، نمایندگان رئیس جمهور باید با سوال کنندگان مذاکره کنند و اگر پس از مهلت یک هفته ای نمایندگان مردم متقاعد نشوند، رئیس جمهور یک ماه فرصت دارد در صحن علنی مجلس به مردم پاسخ دهد.

اما چه موضوعی سبب شد که رییس جمهور استنکاف کند و از اجرای اصل ۸۸قانون اساسی و ماده ۲۱۲ آیین نامه داخلی مجلس چشم پوشی کرده و به نمایندگان ملت و دستگاه نظارتی بی‌اعتنا شده و چرا در محکمه ای که سوال و پاسخ آن به قضاوت گذاشته می شود حاضر نشد، موضوع بحث بنده نیست

بماند تا تاریخ در موردش قضاوت کند!!!

اما مطلبی اصلی که میخواهم در رابطه با این قضیه به آن بپردازم رفتار عجیب، کلی و مبهمی است که در این بین «جلال محمود زاده »با انگیزه‌های نامعلوم و احتمالا به زعم خود امتیاز‌گیری از حریفان و بسترسازی احتمالی برای انتخابات آتی، در روز شورا ها که با کمی تاخیر در ۱۳ اردیبهشت در سالن وحدت مهاباد اجرا شد، از خود نشان داد
وی با لحن و صوت تندی گفت:
معیشت ۷ میلیون نفر از ساکنان مرز نشین آذربایجان و‌کردستان به خطر افتاده و…در هفته جاری موضوع سوال از رییس جمهور و استیضاح پیگیری میگردد و چنانچه به نتیجه نرسد بیش از ۱۵ نفر از نمایندگان کرد زبان تصمیم دارند استعفای خود را از مجلس اعلام کنند…

بعد از ایراد این سخنان به ظاهر زیبا افراد حاضر در سالن اکثراًبه یکباره به وجد آمده و سوت و کف زدندو تشویق کردند و میگفتند به‌به چه نماینده‌ای خلاصه دوباره مردم احساساتی شدند
آن اظهارات با کمک رسانه‌های وابسته؟ بازتاب گسترده ای که او میخواست را داشت.

اما همین یکی دو روز پیش بود که همه‌چیز به یکباره عوض شد، لیستی از نمایندگان مجلس‌ منتشر شد که انصراف خود را از سوال اعلام کرده و باعث شدندکه این درخواست و سوال از حد نصاب افتاده و اعلام وصول نشود، که دست بر قضا اسم «جلال محمود زاده » هم به همراه حدود ۵۰ نفر دیگر از نمایندگان در آن لیست بود اتفاقا نفر ۳۳ هم بودند!

حال که این سوال از حد نصاب افتاد و اعلام وصول نشد و طرح عدم کفایت سیاسی و استیضاح رییس جمهور حداقل در این برهه زمانی از دستور کار مجلس خارج شد، بیایید برگردیم به شعار و وعده توخالی و پوچ «جلال محمود زاده» که گفت به همراه ۱۵ نفر دیگر از نمایندگان کرد از مجلس استعفا میدهیم.!
بنده با آن ۱۴ نفر دیگر کاری ندارم روی سخنم فقط با شماست:

  • آقای «جلال محمودزاده» دقیقا کی و چه زمان با یک استعفا به وعده خود عمل میکنید و مردم سرخورده از انتخابتان را خوشحال میکنید؟
  • آقای «جلال محمود زاده» ماهیت این بازی بزرگانه بود شما را چه به بازی بزرگان!
  • شما مگر از کنش و واکنش های بلوک قدرت سر در می آورید ؟
  • شما تا دیروز برای همین رئیس‌جمهور یقه می‌دراندید، اما همینکه متوجه شدید ستاره‌ی اقبال او رو به‌افول است، از مخالفانش شدید؟؟؟
  • برای شما که در هفت آسمان سیاست ایران ستاره ای ندارید، در افتادن با مجموعه دولت و شخص رییس جمهور برایتان مبارزه ای نابرابر است که برای شهروندان مظلوم مهاباد تبعات ویرانگری خواهد داشت

البته بنظر می رسد این بازیهای کودکانه نشان از عدم ثبات فکری و اعتقادی و پایبندی به اصول حزبی است، حنایتان دیگر رنگی ندارد و مردم هوشیارند و سریعتر از خود شما همه ابعاد قضیه را تفسیر میکنند.

به یاد دارم در بحبوحه انتخابات مجلس سال ۹۴ فرماندار دولت تدبیر و امید در مهاباد، آقای جعفر کتانی بود ایشان بطور بسیار محسوسی از جنابعالی و ستاد شما دفاع می کردند و حتی برای گرفتن تایید صلاحیت رد شده تان، به اقرار صریح خودش تا بیت رهبری هم همراهتان آمدند و این در حالیست که فرماندار بعنوان عالیترین مقام سیاسی و اجرای شهر بیشترین مسولیت در برگزاری انتخابات سالم و بی طرفانه را برعهده دارند «اما گویا در مورد مهاباد قضیه فرق میکرد بنظر میرسد ایشان از طرف دولت تدبیر و امید صرفا فرماندار شده و ماموریت داشتند که زمینه را برای پیروزی یکنفر در انتخابات مجلس هموار کنند و موفق هم شدند، البته در جلسه تودیع ایشان و معارفه فرماندار جدید، آقای محمودزاده برای جبران زحمات ایشان به بهترین نحو از خجالت ایشان در آمدند و نه در آن جلسه شرکت کرد و نه حتی جواب تلفن ایشان را دادند»

پس با این توصیف بنطر می رسد شما به دولت تدبیر و امید بدهکار بودید،چک سفید امضا کرده بودید و باید این دین را هر لحظه که دولت اراده کند ادا کنید!

بنظر میرسد شما نماینده مردم نبوده و نمی‌توانستید باشید، شما نماینده دولت بوده و هستید!

مع الوصف آقای لاریجانی در انتخابات هیات رئیسه مجلس باید دوباره رئیس میشد از طرف دیگر باید سوال از رئیس جمهور هم از حدنصاب می افتاد که افتاد.

دیروز در مجلس جمعی از نمایندگان پیرامون حمیدرضا حاجی بابایی گزینه فراکسیون نمایندگان ولایی، محمدرضا عارف گزینه فراکسیون امید و علی لاریجانی رئیس مجلس و گزینه فراکسیون مستقلان ولایی برای ریاست مجلس جمع شده و به نظر می‌آمد درحال رایزنی درباره سوال از رئیس‌جمهور و انتخابات هیئت رئیسه مجلس بودند،شما کجا بودید؟!؟

اما موضوع قابل توجه تلاش دولتی‌ها ونمایندگان همسو با دولت «که یقینا شما یکی از آنها هستید» بود که با نمایندگان «البته آنهایی که واقعا قصد سوال داشتند نه شما» برای پس گرفتن امضاهای خود درباره سوال از رئیس جمهور پیرامون موسسات مالی رایزنی می‌کردند
پیگیری دولت اما کارساز شد!
در لابیگری و مذاکرات پشت پرده به دستور و امر دولت نمایندگان مدیون امضاهای خود را باز‌پس گرفتند و سوال و استیضاح منتقی شد و در مقابل آقای لاریجانی بر جایگاه مسبوق خود دوباره جلوس کردند

اما موضوع دیگر اینکه بعد از پیگیری و شفاف سازی و مطالبه کری های بجا و بحق «پایگاه خبری هه وال»در جواب، یکی از پایگاههای خبری جهت دار و نزدیک به شما نقل قولی از شما و صرفا برای سر پوش گذاشتن بر روی افتضاح پیش آمده نوشته بودگویا در آن گفته اید:

اعلام انصراف سوال از رئیس جمهور مربوط به موسسات مالی و اعتباری بوده و سوال بنده و سایر نمایندگان کورد در خصوص مسایل مرزی، معیشت کولبران و… به قوت خود باقی است. مشکلاتی که در مرزها پیش آمد موجب شد تا ما نمایندگان کورد سوالی جداگانه از آقای رئیس جمهور مطرح نماییم و این سوال ادامه و پیگیری خواهد شد و تاکنون ۲٨ نفر از نمایندگان مجلس نیز آن را امضا کرده اند.

ضمن اینکه سخنگوی دولت امروز اعلام داشت که دولت قصد دارد با ایجاد سامانه مناسب مشکل کولبران و مرزنشینان را حل کند که جمع‌بندی این دستور روز یکشنبه در هیأت دولت مطرح می‌شود و زحمت این مهم از دوش شما و امثالهم برداشته میشود باید به عرض برسانم برطبق‌اصل۸۸ قانون اساسی :

[در هر موردی که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رئیس جمهور و یا هریک از نمایندگان از وزیر مسول در بارۀ یکی از وظایف آنان سوال کنند ، رئیس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد و این جواب نباید در مورد رئیس جمهور بیش از یک ماه و در مورد وزیر بیش از ده روز به تاخیر افتد مگر با غذر موجه به تشخیص مجلس شورای اسلامی….]

۲۸ نفر نماینده کجا یک چهارم کل نمایندگان مجلس کجا؟!؟

حال که به گفته شما (که البته با این اوصاف تک‌تک گفته هایتان جای تأمل دارد ) ۲۸ نفر از نمایندگان موضوع این سوال را امضا کرده اند سوال بنده از شما این است که چرا گفتید استیضاح و طرح عدم کفایت؟!؟

  1. آیا نمی‌دانستید که بین سوال و استیضاح در قانون اساسی چه تفاوتهایی وجود دارد؟ (البته چون رشته تحصیلیتان در دانشگاه کشاورزی بوده قابل توجیه است)
  2. آیا می‌دانستید و تعمداً با مردم ناصادق بودید؟؟

که در هر دو صورت مسلماً لیاقت شما در نشستن بر صندلی سبز مجلس و تکیه بر جایگاه نمایندگی مردم فرهیخته مهاباد زیر سوال میرود و همانگونه که پیداست و خودتان هم متوجه شده‌اید مردم همگی این را فهمیده اند حتی دوستان بسیار نزدیکتان.

یقینا راستی در گفتار و کردار، انسان را محبوب دل‌ها و شایسته اعتماد برای مردم می‌سازد. در حالی که ریا و نفاق و خلف وعده، افزون بر آنکه شخص را در جامعه و پیش خدا، بی اعتبار می‌سازد، سبب گسستن پیوندهای اجتماعی نیز می‌شود و افراد را پیش یکدیگر بی اعتماد می‌کند. انسان‌های دروغگو به دوگانگی در شخصیت دچار می‌شوند و به همین دلیل، به هنگام برملا شدن دروغ و ریاکاری شان، گرفتار رنج و عذاب وجدان می‌شوند. در حالی که افراد راستگو و راست کردار، چون تنها آن گونه که می‌نمایند هستند، وجدان آرامی دارند و از آشکار شدن باطن خویش نزد مردم نگران نیستند

 

یک نظر

  1. سلام خسته نباشید خدا قوت کاک هژار واقعا دست خوش از اینکه واقعیت به مردم میفهمانی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *